تلفِ بعد از قبض ، و غريم تصديق نمود وكيل را ، پس در مخاصمه با وكيل ، قول وكيل مقدم است با يمين او ؛ و در مخاصمهء با غريم ، قول موكَّل مقدم است با يمين او در صورت ابتداى در مخاصمه با وكيل و عود به آن با موكَّل ؛ پس در سماع دعواى دوّم ( كه مستلزم تكذيب وكيل است پس از محكوميّت در مرافعهء با او به نحوى كه مسموع بشود قول او با غريم ، با يمين موكَّل ) تأمل است .
و همچنين در توكيل در بيع متاع و ادّعاى بيع و تسلم ثمن و تلف آن در يد وكيل ، نسبت به دعوى با وكيل و با مشترى به نحو متقدّم .
و در صورت علم موكَّل به كذب وكيل يا احتمال آن ، با عدم مخاصمه با او و محكوميّت يا مطلقاً ، با امكان حاكميّت در مرافعه دوّم در عرف و شرع ، موكَّل مىتواند مخاصمه با غريم و مشترى نمايد و با حلف در صورت علم ، حق خود را اخذ نمايد بعد از آن كه حكم براى او بشود .
و در فرض مذكور اگر عيبى در مال موكَّل ظاهر شد ، محتمل است جواز رجوع اصيل به هر كدام از موكَّل و وكيل ، به جهت محكوميّت موكَّل به تصديق وكيل در قبض و تلف در يد او ، كه به منزلهء قبض موكَّل و تلف در يد او است ، و تصديق مشترى وكيل را در قبض و تلف ، با تحقق وكالت مطلق در لوازم معامله ( و آنها ردّ به عيبِ ظاهر است ) ؛ پس اگر رجوع به موكَّل كرد ، رجوع به وكيل نمىنمايد ؛ و اگر رجوع به وكيل كرد ، رجوع به موكَّل مىنمايد ؛ لكن بنا بر عدم ثبوت وصول ثمن به موكَّل و احكام آن و استمرار انكار موكَّل آن را بحسب حكم واقعى ، احتيال مىنمايد اصيل به مقاصّه در اخذ مبيع با اداء زيادتى يا اخذ آن به نحوى كه ممكن باشد .
بلغ المقام بحمده تعالى يوم الاربعاء لاربعة ايام بقين من صفر الخير من سنة الف و اثنين و أربعمائة في بلدة قم المقدسة .
و الصلاة على سيد الأنبياء و على آله سادة الاوصياء الاثنى عشر ، و ما توفيقي الَّا با لله العلي العظيم .
جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 269
مساهمون: الشيخ محمد تقي بهجت
ص٢٦٩