الحاق سكر به جنون و اغماء ، و استرقاق موكِّل
و احوط الحاق مطلق سكر ، به جنون و اغماء است .
و همچنين اگر موكَّل كافر بود و استرقاق شد ، توكيل او در تصرّف وكيل باطل مىشود . و كلام در استرقاق وكيل ، مذكور مىشود .
عدم بطلان وكالت به نوم
و نوم موجب بطلان وكالت نمىشود مگر آن كه اصل آن يا طول كشيدن آن مرضى مثل اغماء باشد كه بطلان وكالت به نحوى كه محتاج به تجديد عقد وكالت باشد ، موافق احتياط است .
عدم بطلان وكالت در حصول فسق در فرض معتبر العداله
و در بطلان وكالت به آن چه موجب فسق است ( در آن مواردى كه معتبر است عدالت در تصرّف وكيل ، مثل تولَّى مال يتيم بنا بر اعتبار ازيد وثوق به عدم تعدّى از مشروع در خصوص آن مورد ) و به نحوى كه سبب تجديد عقد باشد بعد از زوال فسق ، تأمل است ، و ثمرهء آن ، در صورت عدم فهم اطلاق اذن است .
بطلان وكالت به موت و تلف متعلَّق آن و فعل موكِّل
وكالت به موت و تلفِ متعلَّق آن ؛ باطل مىشود ، مثل موت عبدى كه وكالت در بيع او بوده ، و موت زنى كه وكالت در طلاق او داشته قبل از بيع و طلاق ؛ و تلف دينارى كه وكالت در شراء به عين آن داشته ؛ و همچنين اگر توكيل مطلق بوده و لكن به قرينه مفهوم مىشده كه شراء با عين يا آن كه دفع ثمن با عين آن باشد ؛ و گر نه چنانچه غالبْ عدم خصوصيّت است تلف آن با ضمان بدل و وكالت در استيفا و اخذ آن ، يا استغناء از وكالت در استيفاى به مثل شراء از متلِف آن ، اظهر عدم بطلان وكالت و صحّت شراء و تماميّت آن است .
و همچنين باطل مىشود وكالت به فعل موكَّلْ مثلِ متعلَّق آن را ، مثل بيع عبد بعد از توكيل در بيع ، و همچنين به فعل منافىِ متعلَّق وكالت ، مثل عتق عبدى كه توكيل در بيع آن