و قبول آن به غير متعارف ، اگر چه فى الجمله عمل با سبق اذن و اعلام آن ، صحيح واقع مىشود .
اعتبار تنجيز
احوط اعتبار تنجيز است در صحّت وكالت عقديّه . و معلَّق بر امرِ حاصلِ معلوم الحصول ، اظهر صحّت آن است . و جائز است با تنجيز وكالت ، تعليق در تصرّف ؛ و در صورت تعليق و عدم صحّت وكالت شرعاً ، در جواز تصرّف شرعاً تأمل است در صورت عدم استظهار عدم خصوصيّت وكالت در اذن در تصرّف ، چنانچه غالبْ استظهار و عدم فرق عرفى است بين استنابهء توكيليّه و اذنيّه .
اعتبار عقلائى بودن و عدم ترديد در متعلَّق
معتبر است در صحّت وكالت ، عقلائى بودن آن و متعلَّقش ( به تناسب بين ثمن و مثمن مثلًا كه يكى از آنها ذكر بشود ) و عدم ابهام و ترديد در متعلَّق ، و صحيح است اطلاق متعلق و عموم آن ، و لازم نيست توصيف لازم در سَلَم .
جائز بودن عقد وكالت و عدم اعتبار اعلام
عقد وكالت جائز است از طرفين ، پس وكيل مىتواند خودش را معزول نمايد با حضور موكِّل و غيبت او ، و منعزل مىشود به عزل خودش . و اعلام عزل و فسخ به موكَّل ، معتبر نيست در انعزال به عزل . و چون اذن از قِبَل موكَّل ( در صورت عدم اناطه اذن به عقد وكالت ، باقى است ، پس تصرفات وكيل ، صحيح است ما دام كه موكَّلِ عالم به عزل وكيلْ خود را نباشد .
و اگر عالم باشد و اظهارى نسبت به اذن نباشد ، مستصحبْ بقاى اذن است ، و عمل به قاعده مىشود در صورت انكشاف زوال اذن و مقارنت تصرّف با ردّ ، يا واقع عدم اذن كه اظهار شده بوده و اعلام نشده بود به وكيل منعزل .
نفوذ تصرّفات وكيل قبل از علم يا بيّنه بر عزل
موكَّل مىتواند عزل نمايد وكيل را ، لكن اگر عزل كرد و اعلام نكرد به وكيل تصرفات