اختيار مالك عمل باشد .
و اگر استيجار براى قلع ضرس بشود ، پس با فوت آن به سب تفويت مالك به اجاره و تسليم عامل ، مثل سابق است ؛ و اگر بعد از عقد ، درد موجب استيجار زائل شد به طورى كه در قلع ، غرض عقلائى نباشد ، اجاره منفسخ مىشود .
تلف عين مورد اجاره به آفت آسمانى
4 - اگر استيجار كرد شخصِ عينى را پس تلف شد آن عين به آفت سماويه قبل از زمان انتفاع ، قبل از قبض آن يا بعد از قبض آن ، و كشف شد عدم امكان انتفاع به مورد اجاره بدون اختيار كسى ، اجاره منفسخ مىشود از اصل بنا بر اظهر .
و اگر تلف به آفت سماويه ، در بعض مدت انتفاع باشد ، اجاره در بعض گذشته صحيح است و در بقيه منفسخ است ، و رجوع مىنمايد مستاجر به قسط متخلَّف از منفعت از اجرت مقرره در اجاره با ملاحظه مساوات ابعاض مدت در اجرت منفعت ، يا عدم مساوات و اخذ نسبت متخلَّف از مجموع مال الاجارهء تمام مدت .
و اگر مورد اجاره ، انتفاع به عين مشخصه نبود ، بلكه كلى موصوف بود كه تسليم به مستاجر شده بوده فردى از آن ، پس اظهرْ عدم انفساخ اجاره است در تقدير تلف به آفت سماويّه ، بلكه مستاجر مطالبهء فرد ديگر مىنمايد براى انتفاع ، و تلف به آفت سماويّه ، موجب ضمان امين نيست .
لزوم دفع جهالت اجارهء دابّه
5 - در فرض اجارهء دابّه ، بايد رفع جهالت موجبهء غرر در اجاره بشود ، به مثل مشاهدهء محمول و يا ذكر اوصاف آن ، يا تقدير به وزن ، يا حمل مؤجر بايد به طورى كه معرضيّت براى نزاع و اختلاف متأخّر نداشته باشد .
و همچنين اگر مركوب باشد كه بايد رفع جهالت راكب و دفع خطر از خصوصيات او بشود . و تنزيل بر متعارف و معتاد و بناى عقد بر آن ، مُغنى از توصيف و اشتراط در بعض خصوصياتِ مربوطه به اجاره است و مناط محفوظيت از خطر و خوف وقوع در نزاع در