تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥

تشابه اجاره و اعاره

اجاره و اعاره ، متقارب در مورد يا متوافق مىباشند ، و هر چه اعارهء آن صحيح است ، اجاره آن صحيح است بنحو غلبه يا عموم ؛ مگر آن كه در اجاره ، تمليكْ متعلِّق به منفعت است ، يعنى خاصيت عين كه با آن استيفا ، از قوه به فعليتْ خارج مىشود ، مثل مسكنيّت خانه و مزروعيّت زمين و محلوبيت گوسفند ؛ و در اعاره مأذون يا مستحَق ، عمل خارجى متعلِّق به آن عين است . و از اين كه عمل حرّ ( كه در ذمّه است نه در خارج ) قابل اجاره است نه اعاره ، عدم كلَّيّت عكس ظاهر است ، زيرا اجاره اعم است .

اجارهء مشاع

اجارهء مشاع صحيح است ؛ و اناطهء جواز تصرّف به اذن شريك ، ضرر به صحّت معاملات مشاع نمىرساند ؛ و علم به اشاعه ، معتبر در صحّت اجاره نيست ، بلى در لزوم آن با تضرر و تعيب به شركت ، معتبر است .

عدم ضمان در عين مستأجره مگر با تعدّى و تفريط

عين مستأجره امانت است مضمون نمىشود به غير تعدّى و تفريط . و ادّعاى تلف و عدم تعدّى ، مسموع است از مستأجر كه اتخاذ شده است امين . و محتمل است در موارد شخصيه اى كه ظاهرْ تفريط و خروج از ائتمان باشد ، مطالبهء بيّنه از مدّعى عدم بشود و با مجرد حلف او اكتفا نشود . و شرط ضمان عين مستأجره بدون تعدّى ، رافع ائتمان است و مؤثّر است در ضمان با عدم احراز مالك عدم تعدّى صاحب يد را . و اما با احراز عدم تعدّى ، پس حال مستأجر با اين شرط ، حال غاصب و جاهل به موضوع است . و مثل مستأجر است اجير اگر در يد او تلف شود مال مستأجر كه مورد عمل مستأجَر است بدون تفريط .

مسأله ضمان بعد از انقضاى موت اجاره

و بعد از انقضاى مدت اجاره ، عين در يد مستأجرْ مضمون نيست ما دام عامل به وظيفهء رد است كه مطلقا يا وقت مطالبه ، واجب است ؛ و اگر از وظيفه خارج بشود مثل امتناع از