74 - از خطبههاى آن حضرت است در تشويق به عمل صالح
خداوند رحمت كند مردى را كه حكمتى بشنود و آن را حفظ نمايد ، دعوت به هدايت شود و به آن نزديك گردد ، و دامن هدايتگرى را بگيرد و نجات يابد . خداى را پاس دارد ، و از گناه خود بترسد . تلاش خالص پيش فرستد ، و عمل صالح انجام دهد .
ذخيرهء سودمند بيندوزد ، و از حرام دورى گزيند . تير به نشانه زند ، و پاداش آخرتى بيابد . بر هواى نفس غلبه نمايد ، و آرزويش را تكذيب كند . صبر را مركب نجات قرار دهد ، و تقوا را توشهء پس از مرگ كند . در راه روشن قدم نهد ، و ملتزم راه واضح شود . مهلت را غنيمت داند ، با عمل خود بر اجل پيشى گيرد ، و از عمل خود زاد و توشه بردارد .
75 - از سخنان آن حضرت است هنگامى كه سعيد بن عاص حق او را باز داشت
بنى اميّه از ميراث محمّد صلّى اللّه عليه و آله اندك اندك به من مىدهند . به خدا قسم اگر زنده بمانم آنان را دور خواهم انداخت مانند پارهء جگر ، يا شكنبهء خاكآلودى كه قصاب دور مىاندازد .
« التّراب الوذمة » كه بر عكس « و ذام التربة » است نيز روايت شده . معناى « ليفوقوننى » اين است كه از بيت المال اندك اندك به من مىدهند مانند « فواق ناقه » كه به معناى يك بار دوشيدن شير شتر است . « و ذام » جمع « وذمه » عبارت از پارهء شكنبه يا جگر خاكآلود است كه آن را دور مىاندازند .
76 - از سخنان آن حضرت است كه با آن دعا مىكرد
خدايا بر من بيامرز ، آنچه را دربارهء من از من داناترى . پس اگر دوباره به گناه بازگشتم تو هم دوباره به مغفرتت به من بازگرد . خداوندا ، بر من بيامرز آنچه را كه با خود وعده كردم ، و تو وفايى از من نسبت به آن نديدى .
الهى آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم بر خلاف آن بود بر من بيامرز . الهى اشارات چشم ، و سخنان بيهوده ، و مشتهيات دل و لغزشهاى زبانم را بر من بيامرز .