من آنچه كه شما را اصلاح و كجىهايتان را مستقيم مىنمايد مىدانم ، ولى هرگز با تباه كردن خود شما را اصلاح نمىكنم . خداوند رويتان را خوار ، و نصيبتان را تباه گرداند . آنچنان كه باطل را مىشناسيد معرفت به حق نداريد ، و آنچنان كه حق را باطل مىكنيد باطل را نابود نمىكنيد !
68 - گفتار آن حضرت است سحرگاه روزى كه ضربت به فرق مباركش رسيد
نشسته بودم كه خواب مرا گرفت ، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر من آشكار شد ، گفتم : اى پيامبر خدا ، چه كژىها و دشمنىها از امّت تو ديدم ! فرمود : به آنان نفرين كن . گفتم : خداوند بهتر از آنان را به من عنايت كند ، و به جاى من شرّى را بر آنان گمارد .
منظور از « اود » كژى و « لدد » دشمنى است ، و اين از فصيحترين سخنان است .
69 - از خطبههاى آن حضرت است در سرزنش اهل عراق
پس از سپاس حق ، اى اهل عراق ، شما همچون زن حاملهاى هستيد كه باردار شده ، و پس از دوران باردارى طفل مرده بزايد و شوهرش بميرد ، و دورهء بيوهگيش طولانى شود ، و دورترين اشخاص ارثش را ببرند . بدانيد به خدا قسم آمدنم به سوى شما از روى اختيار نبود ، اضطرار مرا به سوى شما كشيد .
به من خبر رسيده كه شما مىگوييد : على دروغ مىگويد ! خدا شما را بكشد ! بر چه كسى دروغ بندم ؟ بر خدا ؟ من اولين كسى هستم كه به حق ايمان آوردم . يا بر پيامبر خدا ؟ من نخستين فردى هستم كه او را تصديق نمودم . نه هرگز به خدا قسم ، اما سخنانى است كه از پيامبر گرفتهام كه شما از آن غايب بوديد ، و لياقت شنيدن آن را نداشتيد . مادر آن ياوهگويى كه گفت : « على دروغ مىگويد » به عزا بنشيند ! اگر ظرفيت داشته باشد علم و حكمت را رايگان در اختيارش مىگذارم ، « و در آينده حقيقت آنچه را به شما خبر دادم خواهيد دانست » .