و آسايشش فراوان ، و در نهايت آرامش با ارمغانهاى كرامت است جمع فرما .
71 - از سخنان آن حضرت است كه در بصره دربارهء مروان بن حكم فرمود
گفتند : مروان بن حكم روز جمل اسير شد ، براى نجاتش از امام حسن و امام حسين در نزد امير المؤمنين عليه السّلام شفاعت خواهى كرد ، از حسنين شفاعت كردند و امير المؤمنين او را آزاد فرمود . حسنين براى بيعت مروان از حضرت اجازه خواستند ، امام فرمود :
مگر بعد از قتل عثمان با من بيعت نكرد ؟ مرا به بيعت او نياز نيست ، دستش دست يهودى خائن است ، اگر با دستش با من بيعت كند با نشيمنگاهش مىشكند . براى او حكومتى در پيش است كه مقدار زمانش به اندازهاى است كه سگ بينى خود را بليسد . او پدر چهار حاكم است ، و جامعهء اسلامى از او و فرزندانش روز خونبارى خواهد ديد .
72 - از سخنان آن حضرت است زمانى كه شوراى خلافت قصد بيعت با عثمان كرد
شما مىدانيد كه من به حكومت از ديگران شايستهترم ، و به خدا قسم آن را رها مىكنم تا وقتى كه امور مسلمين سالم بماند ، و ستمى در برنامهء امّت جز بر من روى ندهد ؛ رها مىكنم به اميد پاداش و فضل آن ، و روى گردانى از زر و زيور دنيا كه شما نسبت به آن دچار رقابت شدهايد .
73 - از سخنان آن حضرت است زمانى كه شنيد بنى اميّه او را متهم به قتل عثمان مىكنند
آيا آگاهى بنى اميّه از وضع من آنان را از افترا زدن به من باز نداشت ؟ آيا سابقهء پاك من ، مردم نادان را از تهمت به من منع نكرد ؟ البته پندى كه خدا به آنان داده از زبان من رساتر است . من احتجاج كنندهء با خارجشدگان از دين ، و دشمن به ترديد افتادگان در آئينم . تمام امور مشتبه به كتاب خدا عرضه مىشود ، و بندگان به آنچه در سينه دارند مجازات مىگردند .