تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣

57 - از سخنان آن حضرت است به ياران خود در توصيف معاويه

پس از من مردى گشاده گلو و شكم برآمده ، بر شما غالب مىشود ، آنچه بيابد بخورد ، و آنچه نيابد بخواهد . او را بكشيد ، ولى هرگز نخواهيد كشت . او شما را به ناسزا گفتن به من و بيزارى از من فرمان مىدهد . در صورت اجبار بدگويى كنيد ، زيرا كه مايهء پاكى و علوّ درجهء من و نجات شما خواهد بود . ولى از من بيزارى نجوييد ، زيرا من بر فطرت الهى به دنيا آمده‌ام ، و در ايمان و هجرت بر همه سبقت جسته‌ام .

58 - از سخنان آن حضرت است در خطاب به خوارج نهروان

طوفان مرگ زا بر شما بوزد ، و اصلاح كارى از شما باقى نماند ! آيا پس از ايمانم به خدا و جهادم همراه رسول حق صلّى اللّه عليه و آله به كفر خود شهادت دهم ؟ ! « در اين صورت گمراه شده و از گردونهء هدايت يافتگان خارج شده‌ام . » به بدترين سرنوشت برويد ، و از راهى كه آمده‌ايد به جهالت گذشته برگرديد ! بدانيد پس از من به پستى فراگير دچار مىشويد ، و شمشيرهاى برّان به سراغتان خواهد آمد ، و ثروت شما را ستمكاران گرفته مال خود كنند ، و اين عمل را براى خود عادت و سنّت قرار دهند . گفتار حضرت : « و لا بقى منكم آبر » به سه صورت روايت شده : يكى همانطور كه در متن آورده‌ايم « آبر » با راء به معناى اصلاح كنندهء نخل است . دوم « آثر » با ثاء سه نقطه به معناى روايت كننده و حكايت كنندهء حديث ، كه اين صحيح‌ترين وجه نزد من است . گويى حضرت فرموده : مخبرى از شما باقى نماند . سوم « آبز » با زاى نقطه‌دار به معناى پرخاشگر ؛ و نيز به معناى هلاك شونده است .