تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
با اعمال پاكى كه در آن انجام دهد ، و به چيزى كه مخصوص به دنياست نجات پيدا نشود . مردم به دنيا از باب امتحان مبتلا شده‌اند ، آنچه را از اين دنيا محض دنيا برداشته‌اند از دستشان برود ، و در قيامت نسبت به آن باز خواست شوند ، و آنچه از دنيا براى آخرت گرفته‌اند بر آن وارد مىشوند و در آن اقامت مىكنند . دنيا در ديد خردمندان همانند سايه در حال برگشت است ، به وقتى كه آن را در حال گسترش مىبينى جمع مىشود ، و وقتى كه رو به افزايش مىنگرى رو به كاهش مىرود .

62 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در تشويق به عمل صالح

اى بندگان خدا ، از خدا پروا كنيد ، و به وسيلهء اعمال نيكو بر مرگ پيشى جوييد ، و بخريد آنچه را براى شما باقى مىماند ، به چيزى كه از دستتان مىرود ، كوچ كنيد كه در كوچاندنتان جدّى هستند ، براى مرگ كه بر سر شما سايه انداخته مهيّا شويد ، مردمى باشيد كه فرياد هشدار دهنده بر آنان زده شده پس بيدار شده‌اند ، و يافته‌اند كه دنيا جاى ابدى نيست به همين خاطر حيات فانى را به زندگى باقى تبديل كرده‌اند ، زيرا خداوند شما را بيهوده نيافريده ، و به حال خود نگذاشته . بين شما و بهشت يا جهنّم حايلى جز مرگ نيست كه از راه مىرسد . مدّت حياتى كه لحظه‌ها از آن مىكاهند ، و ساعت مرگ آن را منهدم مىنمايد سزاوار كوتاهى است ، و اجل پنهان كه آمد و رفت شب و روز آن را مىآورد سزاوار سرعت بازگشت است ، و آن آينده‌اى كه با خود رستگارى يا بدبختى آورد شايستهء آماده كردن بهترين توشه است . پس در دنيا توشه برداريد توشه‌اى كه خود را به وسيلهء آن از عذاب فردا حفظ كنيد . آن بنده‌اى تقوا پيشه شد كه خيرخواه خود گشت ، و توبه‌اش را پيش انداخت ، و بر شهوتش پيروز شد ، زيرا زمان اجل انسان پنهان است ، و آرزويش گول زنندهء اوست ، شيطان موكّل آدمى است كه معصيتش را در نظرش مىآرايد تا مرتكب آن شود ، و توبه را به صورت آرزو براى آينده جلوه مىدهد تا آن را به تأخير افكند ، تا مرگ بر آدمى بتازد زمانى كه نسبت به آن غافل‌تر از هر چيز باشد .