و حقيقتش ناشناخته مانده ، و شتابان روى گردانده است . ساكنانش را به سوى فنا مىبرد ، و همسايگانش را به تازيانهء مرگ مىراند ، شيرينيش تلخ ، و صافيش تيره شده ، از دنيا چيزى نمانده جز باقيمانده آبى همانند باقيمانده آبى در ظرفى كوچك ، و يا چون جرعهء آبى اندك كه اگر تشنهاى بمكد سيراب نشود .
اى بندگان خدا ، عزم را بر كوچ از اين دنيايى كه فنا براى اهلش مقرّر شده جزم كنيد ، آرزو در اينجا شما را مغلوب خود نكند ، و مدّت حيات در آن به نظرتان طولانى نيايد .
به خدا قسم اگر همچون شتر فرزند مردهء غمزده بناليد ، و به مانند كبوتر دور از همدم صدا كنيد ، و به مثل راهبى تارك دنيا زارى نماييد ، و در راه خدا از اموال و فرزندانتان دل برداريد ، براى درخواست قرب حق در مرتبهاى بالا ، يا براى آمرزش گناهانى كه كتابهاى حق شماره كرده ، و فرشتگانش آن را حفظ نموده ، هر آينه در برابر پاداشى كه براى شما از خدا اميد دارم ، و عقابى كه از آن بر شما مىترسم كم و اندك است .
به خدا سوگند اگر به خاطر شوق حق و ترس از او دلهاى شما آب شود ، و ديدگانتان خون ببارد ، سپس به اندازهء بقاى دنيا عمر كنيد ، باز هم اعمال خوب شما - هر چند از هيچ كوششى دريغ نكنيد - با نعمتهاى عظيمى كه به شما داده ، و با هدايتى كه جهت برخوردارى از ايمان به شما مرحمت فرموده برابرى نخواهد داشت .
53 - و قسمتى از اين خطبه دربارهء عيد قربان و مشخّصهء قربانى است
از تماميت قربانى ، كامل بودن گوش و سلامت چشم آن است . بنا بر اين اگر گوش و چشمش سالم باشد قربانى سالم و كامل است هر چند شاخش شكسته باشد و پايش را به محل قربانى بكشد .
[ « منسك » در اينجا به معناى قربانگاه است . ]
54 - از سخنان آن حضرت است در مسألهء بيعت
مردم براى بيعت با من به شدّت به هم مىخوردند ، مانند به هم خوردن شتران تشنه در روز ورود به آب ، كه ساربان آنها را رها كرده و عقال از پايشان برداشته باشد ،