تا جايى كه گمان بردم مرا خواهند كشت ، يا در حضورم بعضى بعض ديگر را نابود خواهند كرد .
زير و روى حكومت را انديشه كردم به صورتى كه خواب را از چشمانم گرفت ، راه چارهاى جز جنگ با دشمنان يا انكار آنچه كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله آورده نيافتم ، پس تحمل جنگ برايم آسانتر از تحمل كيفر الهى ، و مشقتهاى اين دنيا برايم سهلتر از مشقّتهاى آخرت است .
55 - از سخنان آن حضرت است به وقتى كه به نظر يارانش در اجازه براى آغاز جنگ صفّين تأخير نمود
اما سخن شما كه : آيا اين همه درنگ از نبرد براى ناگوار بودن مرگ است ؟ ! به خدا قسم باكى ندارم كه من بر مرگ وارد شوم يا مرگ به سوى من آيد .
و اما كلام شما كه تأخيرم در نبرد ترديد نسبت به شاميان است ، به خدا سوگند يك روز جنگ را به تأخير نينداختم جز به طمع اينكه گروهى از اين مردم به من ملحق شوند و به وسيلهء من هدايت يابند و با آن ديد ضعيفى كه دارند از نورم بهرهمند گردند ،
اين تأخير با اين نظرى كه دارم برايم از اينكه گمراهان را با شمشير درو كنم محبوبتر است ، هر چند كه كيفر گناهانشان به گردن خودشان است .
56 - از سخنان آن حضرت است در مقايسهء ياران پيامبر با ياران خود
ما در كنار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوديم ، پدران و فرزندان و عموهاى خود را به امر حق به قتل مىرسانديم ، و اين مسئله جز بر ايمان و تسليم و حركت در راه راست و شكيبايى بر سوزش درد ، و كوشش ما در جهاد با دشمن نمىافزود . و مردى از ما و مردى از دشمن چون دو شير نر با هم در مىافتادند ، و در صدد برآوردن جان يكديگر بودند ، تا كدام يك از آن دو ، جام مرگ را به كام ديگرى بريزد . يك بار ما بر دشمن پيروز مىشديم ، و يك بار دشمن بر ما .
چون خداوند راستى ما را ديد دشمنمان را سركوب كرد ، و يارى خود را بر ما نازل كرد ، تا آن وقت كه اسلام همانند شترى كه سينه و گردن براى استراحت به زمين نهد ، و در جاى خود بخوابد استقرار يافت .
به جانم قسم اگر ما در آن زمان رفتارى مانند رفتار امروز شما داشتيم پايهاى از بناى اسلام بر پا نمىشد ، و شاخهاى از درخت ايمان سبز نمىگشت . به خدا قسم با اين وضعى كه داريد به جاى شير ، خون خواهيد دوشيد ، و به دنبالش دچار ندامت خواهيد شد .