تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
و نه نزديكى او به موجودات موجب مساوى بودنش با آنها در مكان گشته . عقلها را بر بيان حدود صفتش آگاه نكرده ، و آنها را از معرفت لازم دربارهء وجودش باز نداشته . او خدايى است كه آثار هستى اقرار قلبى منكرش را گواهى مىدهد . خدا از آنچه تشبيه كنندگانش به موجودات مىگويند و از اوهام منكرانش بسى بالاتر است .

50 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در بيان فتنه

ابتداى ظهور فتنه‌ها ، هواهايى است كه پيروى مىشود ، و احكامى كه در چهرهء بدعت خودنمايى مىكند ، در اين فتنه‌ها و احكام آلوده به بدعت ، با كتاب خدا مخالفت مىشود ، و مردانى مردان ديگر را بر غير دين خدا يارى و پيروى مىنمايند . اگر باطل از آميزش با حق خالص مىشد ، راه بر حق‌جويان پوشيده نمىماند . و اگر حق در پوشش باطل پنهان نمىگشت زبان دشمنان ياوه‌گو از آن قطع مىگشت . ولى پاره‌اى از حق و پاره‌اى از باطل فراهم شده و در هم آميخته مىشود ، در اين وقت شيطان بر دوستانش مسلط مىشود ، و آنان كه لطف حق شاملشان شده نجات مىيابند .

51 - از خطبه‌هاى آن حضرت است زمانى كه ارتش معاويه در جنگ صفين بر ياران آن حضرت پيشى گرفته ، راه ورود به آب فرات را اشغال كردند و لشگر امام را از برداشتن آب مانع شدند .

آنان از شما خوراك جنگ خواستند ، يا به پستى تن داده و شرف خود را از دست بگذاريد ، يا شمشيرتان را از خون آنان سيراب كرده تا از آب سيراب شويد . زيرا نابودى شما در آن زندگى است كه محصولش شكست از دشمن است ، و زندگى شما در آن مرگى است كه نتيجه‌اش پيروزى بر دشمن است . بدانيد معاويه هم سفرانى از گمراهان منحرف را به دنبال خود آورده ، و حقيقت را از آنان پنهان كرده ، تا اين بىخبران گلوهاى خود را آماج تير مرگ نموده‌اند .

52 - از خطبه‌هاى آن حضرت است قسمتى از اين خطبه پيش از اين به روايتى نقل شد ، در اينجا به روايت ديگر نقل مىكنيم به خاطر اختلافى كه در اين دو روايت است

آگاه باشيد كه دنيا رو به نيستى نهاده و پايان مدّتش را اعلام كرده ،