او ستايش كنندهء خود را هنوز گويا نكرده خاموش نمود ، و وصف كنندهاش را هنوز تصديق نكرده سركوب كرد . اگر پيش ما مىماند آنچه مقدورش بود از او مىگرفتيم ، و به انتظار فراوانى مالش براى تسويهء بقيهء آن مىمانديم .
45 - از خطبههاى آن حضرت است كه در روز فطر در نكوهش دنيا ايراد كرده است
خدا را سپاس كه رحمتش را جاى نوميدى نيست ، و نعمتش فراگير است ، به آمرزشش يأس راه ندارد ، و در بندگيش عار و ننگ نمىباشد . خدايى كه رحمتش زايل نمىگردد ، و نعمتش مفقود نمىشود .
دنيا خانهاى است كه فنا بر آن مقدّر شده ، و بر اهلش كوچيدن حتم گشته ، در كامها شيرين ، و در نظرها سبز و خرّم است ، به سوى خواهانش شتابان مىآيد ، و در دل نظر كنندهاش عشق خود را جا مىكند .
از اين دنيا با بهترين توشهاى كه فراهم نمودهايد كوچ كنيد ، و فوق اندازهء كفاف در آن نخواهيد ، و بيش از آنچه براى زندگى لازم است از آن نطلبيد .
46 - از سخنان آن حضرت است به هنگامى كه براى حركت به شام تصميم گرفت
خداوندا ، به تو پناه مىبرم از سختى سفر ، و غم و اندوه بازگشت ، و از آنچه در اهل و مال و فرزندم زشت بينم . بار الها ، تو يار سفر ، و جانشين در خانوادهام هستى ، و كسى جز تو قدرت بر اين دو كار را ندارد ، زيرا براى جانشين ، توانايى همراهى با مسافر نيست ، و همراه مسافر هم قدرت جانشينى ندارد .
ابتداى اين سخن از رسول حق صلّى اللّه عليه و آله روايت شده ، و دنبالهء پس از آن را امير المؤمنين عليه السّلام با بليغترين سخن و نيكوترين تكميل و از « و لا يَجْمَعُهُما » به بعد به پايان برده است .