تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
زيرا هر فردى در آخرت به مادرش ملحق مىشود . امروز زمان عمل است و باز خواستى نيست ، و فردا روز باز خواست است و عملى در آن ميسّر نمىباشد . مىگويم : « حذّاء » به معنى شتابان است ، و گروهى « جذّاء » به جيم و ذال آورده‌اند ، يعنى همهء خير و خوبيهاى آن قطع شده است .

43 - از سخنان آن حضرت است پس از آنكه جرير بن عبد اللّه بجلى را براى بيعت گرفتن از معاويه به شام فرستاد و ياران حضرت آمادگى خود را براى جنگ با اهل شام مطرح كردند .

آماده شدن من براى جنگ با اهل شام در حالى كه جرير نزد آنان است ، بستن در برهان و حجّت به روى آنان ، و باعث روى گرداندن شاميان از خير است ، اگر خواهان خير باشند . ولى من براى سفارت جرير وقتى را معين كرده‌ام كه پس از پايان آن نمىماند مگر اينكه فريب خورده يا آلوده به نافرمانى من شود . در اين وقت نظر من مدارا است ، و شما هم همان را پيشهء خود سازيد ، البته با آمادگى شما جهت نبرد مخالفتى ندارم . همهء جوانب اين كار را سنجيده ، و ظاهر و باطن آن را زير و رو كرده‌ام ، براى خود چاره‌اى جز جنگ يا كفر به آوردهء محمّد صلّى اللّه عليه و آله نديدم . قبل از من براى مردم حاكمى بود كه حوادثى را پديد آورد ، و جاى اعتراض و گفتگو عليه خود را براى مردم باز كرد ، مردم هم دربارهء او سخنانى گفتند ، آنگاه بر او خرده‌ها گرفتند و به تغيير او دست زدند .

44 - از سخنان آن حضرت است به وقتى كه مصقلة بن هبيرهء شيبانى به سوى معاويه فرار كرد .

مصقله اسراى بنى ناجيه را از عامل امير المؤمنين ( ع ) خريده و آزاد نموده بود ( و حدود نيمى از مبلغ را نپرداخته بود ) زمانى كه حضرت بهاى آن را خواست خيانت كرده به شام گريخت . خدا مصقله را خير ندهد ، عملكرد عمل بزرگان ، و فرار كرد فرار بردگان .