در حالى كه براى مردم حاكمى لازم است چه نيكوكار و چه بدكار ، كه مؤمن در عرصهء حكومت او به راه حقّش ادامه دهد ،
و كافر بهرهمند از زندگى گردد ، و خدا هم روزگار مؤمن و كافر را در آن حكومت به سر آرد ، و نيز به وسيلهء آن حاكم ، غنائم جمع گردد ، و به توسط او جنگ با دشمن سامان گيرد و راهها به سبب او امن گردد ، و در امارت وى حق ناتوان از قوى گرفته شود ، تا مؤمن نيكوكار راحت شود ، و مردم از شرّ بدكار در امان بمانند .
[ در روايت ديگرى آمده : وقتى گفتار خوارج را در زمينهء حكميت شنيد فرمود : ] دربارهء شما به انتظار حكم خدا هستم .
[ و فرمود : ] اما در سايهء حكومت انسان صالح ، اهل تقوا به راه خود ادامه دهند . ولى در حكومت بدكار ، اهل شقاوت از حيات دنيا بهرهمند شوند ، تا روزگار هر يك به سر آيد ، و مرگش فرا رسد .
41 - از خطبههاى آن حضرت است در بيم دادن از مكر و حيله
وفا همزاد درستى است ، من سپرى بازدارندهتر از وفاى به عهد سراغ ندارم ، كسى كه بداند بازگشتش به قيامت چگونه است مكر نمىكند . ما در زمانى قرار گرفتهايم كه اكثر مردمش مكر را ، زيركى پندارند ، و نادانان چنين كسانى را به مهارت در چارهجويى نسبت دهند .
آنان را چه شود ؟ خدا نابودشان كند ! انسان آگاه به تحولات ، راه حيله را مىبيند ، ولى امر و نهى حق مانع از حيلهگرى اوست ، پس با چشم باز حيله را وا مىگذارد با اينكه قدرت در به كارگيرى آن را دارد ، و كسى كه باكى در دين ندارد فرصت حيلهگرى را از دست نمىدهد .
42 - از خطبههاى آن حضرت است در نكوهش از آرزوى دراز ، و پيروى از هواى نفس
اى مردم ، ترسناكترين چيزى كه بر شما مىترسم دو چيز است : يكى پيروى هواى نفس ، و ديگر بىمرز بودن آرزو .
اما پيروى هواى نفس انسان را از حق باز مىدارد ، و بىمرز بودن آرزو آخرت را از ياد مىبرد .
بدانيد كه دنيا به سرعت از شما روى گردانده ، و از آن ، جز باقيماندهاى كه كسى آن را در كاسه به جا گذاشته باشد نمانده . و آگاه باشيد كه آخرت روى نموده است ، و براى هر يك از دنيا و آخرت فرزندانى است ، شما از فرزندان آخرت باشيد نه از فرزندان دنيا ،