برترين برنامه از دنيايت نزد تو ، رسيدن به كاميابى يا به كار بردن خشم و غضب نباشد ، بايد بهترين كار نزد تو نابود كردن باطل ، يا زنده كردن حق باشد . بايد خوشحاليت معطوف به چيزى شود كه از پيش فرستادهاى ، و اندوهت بر ثروتى كه بعد از خود به جاى مىگذارى ، و انديشهات متوجّه جهان بعد از مرگ باشد .
67 - از نامههاى آن حضرت است به قثم بن عباس كه عامل حضرت در مكه بود
اما بعد ، براى مردم حج را برپا دار ، و ايّام اللّه را به يادشان آر ، دو طرف روز را به خاطر آنان بنشين ، و آن را كه از تو فتوا خواهد فتوا ده ، جاهل را بياموز ، و با دانا به گفتگو برخيز . بين تو و مردم پيام رسانى جز زبانت ، و دربانى جز چهرهات نباشد ، و نيازمندى را از ديدارت محروم مكن ، كه اگر در ابتداى كار از درگاهت رانده شود ، براى روا شدن حاجتش در آخر كار ستايش نشوى .
در بيتالمالى كه نزد تو جمع شده دقت كن ، و آن را براى عيالمندان و گرسنگانى كه در نزد تو هستند مصرف كن ، و به فقيران و نيازمندان برسان ، و اضافهء آن را نزد من فرست تا ميان كسانى كه پيش ما هستند تقسيم كنيم .
به مردم مكه فرمان بده از كسانى كه در اين منطقه مسكن مىگيرند اجاره نگيرند ، زيرا خداوند مىفرمايد : « عاكف و بادى در آن مساويند » ، مقصود از عاكف مقيم مكه ، و بادى آن شخصى است كه از ديار ديگر به حج مىرود و اهل مكه نيست . خداوند ما و شما را به آنچه محبوب اوست موفق نمايد . و السّلام .
68 - از نامههاى آن حضرت است به سلمان فارسى رحمة اللّه عليه پيش از خلافت حضرت
اما بعد ، دنيا همچون مار است ، چون به آن دست نهى نرم ، ولى زهرش كشنده است . از آنچه كه در دنيا تو را خوشايند است دورى كن ، چرا كه از كالايش اندكى همراه تو مىماند ، و اندوهش را از خود بگذار ، چون فراقش و دگرگونيش را باور دارى .