در شهرهاى بزرگ مسكن گزين كه آنجا مركز اجتماع مسلمين است ، از اقامت در مراكز غفلت و ستمكارى و آنجا كه مددكاران بر طاعت خدا اندكند بپرهيز . انديشهات را در امورى كه به كارت آيد مشغول دار . از نشستن در گذرگاههاى بازار حذر كن ، زيرا آن مراكز محل حضور شيطان و پيش آمدن فتنههاست . در رابطه با كسى كه تو را بر او برترى دادهاند زياد توجّه داشته باش ، كه اين توجّه از جمله راههاى شكرگزارى است .
در روز جمعه سفر مكن تا به نماز جمعه حاضر شوى ، مگر سفرى كه براى جهاد به روى ، يا كارى كه نسبت به آن معذورى . در تمام كارهايت از خدا اطاعت كن ، كه اطاعت از خدا از همه چيز برتر است . نفس خود را در عبادت بفريب ، و با او به رفق و مدارا باش و به او سختگيرى مكن ، و زمانى كه نشاط و فراغت دارد به عبادتش آر ، مگر در آنچه بر تو واجب است ، كه تو را از انجامش و مراعات آن در زمان معينش چارهاى نيست .
بترس از اينكه مرگ بر تو در آيد ، و تو در آن وقت براى به دست آوردن دنيا از خداوندت فرارى باشى . از همنشينى با بدكاران دورى كن ، كه بدى به بدى پيوندد .
خداوند را بزرگ دار و دوستانش را دوست بدار . از خشم بپرهيز ، كه خشم سپاهى بزرگ از سپاهيان ابليس است . و السّلام .
70 - از نامههاى آن حضرت است به سهل بن حنيف انصارى كه كارگزار حضرت در مدينه بود ، در رابطه با گروهى از اهل مدينه كه به معاويه پيوستند
اما بعد ، به من خبر رسيده كه مردمى كه نزد تواند به پنهانى به جانب معاويه مىروند ، بر آنچه كه از عدد ايشان كم مىشود ، و از كمكشان كاسته مىگردد افسوس به خود راه مده ، در گمراهى آنان و آرامش خاطر تو ، همين بس كه از هدايت و حق گريختند ، و به طرف كوردلى و نادانى شتافتند ، اينان اهل دنيايند ، به آن روى آورده و به دنبالش افتادهاند ، عدالت را شناختند ، و ديدند ، و شنيدند ، و فهميدند ، و دانستند كه مردم در پيشگاه ما ، نسبت به حق با هم مساويند ، و در عين حال گريختند تا خود را به نان و نوايى برسانند ؛ از رحمت خدا دور باشند و دور !
به خدا قسم آنان از ستم فرار نكرده ، و به عدالت روى ننمودهاند . اميدواريم خداوند در اين برنامه خلافت ، دشواريش را بر ما آسان ، و ناهمواريش را بر ما هموار نمايد ، ان شاء اللّه . و سلام بر تو .