اما بعد ، از جانب تو سخنى به من رسيده كه هم به سود توست و هم به زيان تو ، چون فرستادهام به نزدت آمد دامن به كمر زن ، و كمربندت را محكم ببند ، و از لانهات بيرون رو ، و كسانى را كه با تو هستند به جانب ما برانگيز . پس اگر حق را يا فتى روانه شو ، و اگر ترسيدى از كوفه دور شو .
به خدا قسم هر كجا باشى به سراغت آيند ، و دست از سرت برندارند تا گوشت و استخوان و تر و خشكت به هم آميخته شود ، تا جايى كه فرصت نشستن نيابى ، و از روبرو همانند پشت سر وحشت كنى . اين فتنه چنان كه مىپندارى آسان نيست ، فتنهء بزرگ دهشتزايى است كه بايد بر مركبش سوار شد ، و دشوارش را آسان ، و سختش را هموار ساخت .
عقلت را به كار گير ، كارت را مالك شو ، و نصيب و بهرهات را بياب ، اگر اين برنامه خوشايند تو نيست دور شو به جايى كه فراخى و نجاتى در آن نيست ، در خور اين است كه اين كار را ديگران انجام دهند و تو در خواب باشى ، خوابى كه نگويند فلانى كجاست ؟ ! به خدا قسم اين مبارزه حق است كه به دست كسى كه بر حق است انجام مىگيرد ، و او نسبت به آنچه كه ملحدان انجام مىدهند باكى ندارد . و السّلام .
64 - از نامههاى آن حضرت است در جواب نامهء معاويه
اما بعد ، همانطور كه گفتى ما و شما با هم در الفت و اتفاق بوديم ، ولى در گذشته بين ما و شما جدايى افتاد ، زيرا ما ايمان آورديم و شما كفر ورزيديد ، و امروز هم ما به راه راستيم و شما دچار فتنهايد ، و مسلمان شما اسلام نياورد مگر از روى بىميلى ، و اين در حالى بود كه تمام بزرگان عرب تسليم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شدند و همدست وى گشتند .
گفته بودى كه طلحه و زبير را من كشتم ، و عايشه را تبعيد نمودم ، و ميان دو شهر كوفه و بصره فرود آمدم ؛ اين امور به تو ربطى ندارد ، تو را در اين مسأله زيانى نيست و هم نيازى ندارد كه عذرش را از تو بخواهم .