تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
و همچون سراب از بين مىرود ، يا همچون ابر از هم مىپاشد . بنا بر اين در ميان آن فتنه‌ها قيام كردم ، تا باطل از بين رفت و نابود شد ، و دين به استوارى و استحكام رسيد .

و قسمتى از اين نامه است :

به خدا قسم اگر به تنهايى با دشمنان روبرو شوم در حالى كه تمام زمين را پر كرده باشند ، مرا نه باك است و نه ترس . من بر گمراهى آنان و هدايت خويش از جانب خود بر بصيرت از سوى پروردگارم بر يقينم . هر آينه من آرزومند لقاى خدايم و به پاداش نيك او در انتظار و اميد ، اما تأسّفم از اين است كه حكومت اين امّت به دست بىخردان و تبهكاران افتد ، و مال خدا را در بين خود دست به دست كنند ، و بندگان حق را به بردگى گيرند ، و با شايستگان به جنگ خيزند ، و فاسقان را همدست خود نمايند . زيرا از اينان كسى است كه در ميان شما شراب حرام نوشيد ، و حدّى كه در اسلام مقرّر بود بر او جارى گشت ، و هم از اينان كسى است كه مسلمان نشد تا اينكه براى اسلام آوردنش به او بخشش كمى شد . اگر از حكومت اين نابكاران بر شما نمىترسيدم اين مقدار شما را ترغيب و توبيخ نمىكردم ، و در جمع و تحريك شما كوشش روا نمىداشتم ، و زمانى كه سر باز زديد و سستى نموديد رهايتان مىكردم . آيا شما نمىبينيد سرزمين شما با حملهء دشمن كم شده ، و شهرهايتان تحت فرمان آنان در آمده ، و كشورهايتان ربوده شده ، و در شهرهاى شما جنگ در گرفته ؟ ! خدا شما را بيامرزد ، به جانب جنگ با دشمنانتان كوچ كنيد ، و خود را بر زمين سنگين مسازيد كه تن به خوارى بسپاريد ، و به ذلّت برگرديد ، و پست‌ترين برنامه نصيب شما شود . مرد جنگجو هميشه بيدار و هوشيار است ، و هر كه از دشمن آسوده بخوابد دشمن نسبت به او نخواهد خفت . و السّلام .

63 - از نامه‌هاى آن حضرت است به ابو موسى اشعرى كه كارگزارش در كوفه بود ، زمانى كه به امير المؤمنين خبر رسيد مردم را از رفتن به كمك حضرت به هنگامى كه براى جنگ جمل دعوت كرده بود منع مىكند

از بندهء خدا على امير المؤمنين ، به عبد اللّه بن قيس :
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 309 | خطب الإمام علي ( ع ) / انصاريان