تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
پس بايد امور مردم پيش تو يكسان باشد ، چرا كه در ستم عوضى از عدل نيست . از امورى كه نظائر آن را خوش ندارى اجتناب كن ، و نفس خود را به آنچه خداوند بر تو واجب نموده به اميد ثوابش و ترس از عذابش به كار گير . آگاه باش كه دنيا خانهء آزمايش است ، و دنيادار ساعتى در آن راحت نمانده مگر آنكه راحتى آن ساعت در روز قيامت مايهء حسرتش گردد ، و تو را هرگز چيزى از حق بىنياز نگرداند ، و از جمله حقوق بر تو ، پاييدن نفس خويش است ، و اينكه به اندازهء قدرتت در كار رعيّت بكوشى ، زيرا سودى كه از اين جهت به تو مىرسد بيش از سودى است كه از جانب تو به رعيّت مىرسد . و السّلام .

60 - از نامه‌هاى آن حضرت است به كارگزارانى كه سپاهيان از منطقهء مأموريت آنان مىگذشتند

از بندهء خدا على امير المؤمنين ، به جمع كنندگان ماليات و كارگزاران شهرهايى كه سپاه از منطقهء آنان عبور مىكند : اما بعد ، من سپاهى را فرستادم كه به خواست خداوند از منطقهء شما عبور مىكنند ، و آنان را به آنچه خداوند بر آنان واجب نموده سفارش كرده‌ام ، كه از آزار مردم و رساندن رنج به آنان اجتناب نمايند . من پيش شما و به خاطر تعهدى كه با شما دارم از ستم سپاه به شما بيزارم ، مگر اينكه گرسنگى كسى را ناچار كند و براى سير كردن خويش راهى غير آن نيابد . كسى را كه به ستم دست به اموالتان دراز كند كيفر دهيد ، و دست نادانان خود را از ضربه زدن به سپاه و تعرض به آنان در آنچه استثنا كردم باز داريد . من به دنبال سپاه در حركتم ، شكايات خود را به من برسانيد ، و از ستمى كه از آنان به شما مىرسد و جز به كمك خدا و من قدرت دفع آن را نداريد شكايت با من در ميان نهيد ، تا به يارى خدا آن ستم را از شما برگردانم ، ان شاء اللّه .