آن را به حساب جهالت خود بگذار ، زيرا در ابتداى كار نادان به امور آفريده شدى سپس دانا گشتى ، چه بسيار است امورى كه نمىدانى و انديشهات نسبت به آن سرگردان ، و ديدهات از راه يافتن به آن ناتوان است ، اما پس از مدّتى به آن بينا مىشوى . پس به خداوندى كه تو را آفريده ، و روزيت را عنايت كرده و اندامت را تعديل نموده پناه ببر ، بايد بندگيت براى او باشد ، و رغبتت متوجّه او گردد ، و از او بيم داشته باشى .
پسرم ! آگاه باش احدى از وجود خداوند چنان كه پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - خبر داده خبر نداده است ، پس به پيشوايى آن حضرت راضى باش ، و براى رسيدن به منزل نجات ، رهبريش را بپذير ، كه من از نصيحت به تو كوتاهى نكردم ، و تو در انديشهات نسبت به صلاح خود هر چند بكوشى به ميزان انديشهاى كه من دربارهء تو دارم نخواهى رسيد .
پسرم ! معلومت باد اگر براى پروردگارت شريكى بود ، پيامبران آن شريك به سويت مىآمدند ، و آثار ملك و سلطنت او را ديده ، و به افعال و صفاتش آشنا مىشدى ، اما او خدايى يگانه است همان گونه كه خود را وصف نموده ، كسى در حكمرانيش با او ضديّت نمىكند ، هرگز از بين نمىرود ، و هميشه وجود داشته ، اوّل است پيش از همهء اشياء و او را اوليّتى نيست ، و آخر است بعد از همهء اشياء و او را نهايتى نمىباشد ، بزرگتر از آن است كه ربوبيّتش به احاطهء دل و ديده ثابت گردد .
چون به اين حقيقت آگاه شدى در بندگى بكوش چنان كه شايستهء مانند توست كه كوچك منزلت و فقير و كم قدرت و بسيار ضعيف است ، و در طلب طاعت ، و در ترس از عقوبت ، و بيمناكى از خشم شديدا ، به پروردگار خود نيازمند است ، زيرا چنين پروردگارى جز به خوبى تو را فرمان نداده ، و جز از زشتى باز نداشته است .
پسرم ! تو را از دنيا و وضع آن ، و از بين رفتن و دست به دست شدنش آگاه كردم ، و از آخرت و آنچه براى اهلش در آنجا آماده شده خبر دادم ، و براى تو در رابطه با هر دو جهان مثلها زدم تا به آنها پندگيرى و بر اصول آن گام بردارى .
داستان آنان كه دنيا را آزمودهاند داستان مسافرانى است كه در جايى خراب و همراه با قحطى و تنگى منزل گرفتهاند ، و عزم رفتن به منطقهاى پر نعمت و لذّت و محلّى سرسبز و خرم نمودهاند ، رنج راه ، و فراق يار ، و سختى سفر ،
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٦٨