از اينكه تو را به برنامهاى واگذارم كه بر آن از هلاكتت ايمن نيستم . اميدوارم خداوند تو را در اين برنامه به راه رشد موفق بدارد ، و به راه راست راهنمايى كند ، پس اين وصيت را به تو نمودم .
پسرم ! آگاه باش محبوبترين برنامهاى كه از وصيتم به آن چنگ مىزنى تقواى الهى ، و اكتفا كردن به وظايفى است كه خداوند بر تو واجب نموده ، و رفتن به راهى كه پدرانت و شايستگان از خاندانت آن را طى كردهاند ، زيرا آنان توجّه به صلاح خود را وا نگذاشتند چنان كه تو توجّه مىكنى ، و انديشه در كار خود كردند همان گونه كه تو انديشه مىنمايى ، سرانجام چنان شد كه آنچه را دانستند عمل كردند ، و از آنچه تكليفشان نبود روى گرداندند .
پس اگر نفس تو از قبول راه آنان بدون آنكه بداند چنان كه آنان دانستند باز ايستاد پس بايد خواستهء تو نسبت به آن راه از روى طلب فهم و كسب دانش باشد ، نه افتادن در شبههها و بالا بردن بحثها و جدلها . و پيش از قدم نهادن در راه فهم و دانش براى شناخت آن راه از خداوند يارى بخواه ، و براى به دست آوردن توفيق روى رغبت به جانب او كن ، و هر آنچه را كه تو را به اشتباه اندازد ، يا به گمراهى كشاند رها ساز . و چون يقين كردى كه دلت روشنى يافته و در پيشگاه حق خاضع شده ، و نظرت جمع و كامل گشته ، و انديشهات در اين زمينه از پريشانى در آمده و يك انديشه شده .
آنگاه در آنچه براى تو تفسير مىكنم دقت كن . و اگر آنچه را دوست دارى برايت فراهم نشد ، و به آسودگى خاطر و فكر دست نيافتى ، معلومت باد جادّه را همچون شتر شب كور طى مىكنى ، و به تاريكيها گام بر مىدارى ؛ و كسى كه قدم به اشتباه برمىدارد خواهان دين نيست ، يا حق را به باطل آميخته كند ، و در چنين موقعيتى حفظ خويشتن ، از پيمودن اين گونه جادهها عاقلانهتر و بهتر است .
پسرم ! وصيتم را بفهم ، و بدان كه مالك مرگ همان مالك حيات ، و هستى بخش همان ميراننده ، و فنا كننده همان باز گرداننده ، و گرفتار كننده همان عافيت بخشنده است ، و مسلّما دنيا برقرار نمىماند مگر به همان نظامى كه خداوند آن را قرار داده از وضع نعمتها و بلاها ، و پاداش روز جزا ، و آنچه او بخواهد و ما نمىدانيم .
اگر در رابطه با جهان و نظاماتش از درك حكمت حادثهاى درماندى
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٦٧