تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
و حسين زنده باشد ، وصى من بعد از او حسين است ، و به وصيتم به مانند حسن عمل مىكند . سهم دو فرزند فاطمه از به جا ماندهء اموال على به مانند نصيب ساير پسران على است ، و اينكه اجراى وصيت را به عهدهء دو پسر فاطمه گذاشتم بخاطر جلب خشنودى حق ، و تقرّب به پيامبر ، و بزرگداشت احترام او ، و شرافت خويشاوندى با آن حضرت است . و با كسى كه اين وصيت را به عهدهء او گذاشته شرط مىكند كه اصل مال را باقى گذارد ، و به آن صورت كه مأمور و راهنمايى شده از سود آن انفاق كند ، و از نهالهاى تازه روييدهء اين دهات نفروشد تا تبديل به انبوهى از درختان گردد به طورى كه تماشاگرانش آن منطقه را به غير از وضعى كه قبلا ديده‌اند ببينند . و هر يك از كنيزانم را كه با آنان بوده‌ام و از من فرزندى آورده يا حامله مىباشد به فرزندش واگذارند و بابت بهرهء ارث او به شمار آرند ، و اگر در زمان حيات كنيز ، فرزندش بميرد آن كنيز از قيد كنيزى آزاد است ، زيرا كنيزى از او برداشته شده و حرّيت ( فرزند ) او را آزاد نموده است . مؤلف گويد : در وصيت امام « ان لا يبيع من نخلها وديّة » « وديّه » يعنى فسيله و نهال خرما ، و جمع آن « ودىّ » است . و گفتار حضرت : « حتّى تشكل ارضها غراسا » اين گفتار از فصيح‌ترين و نيكوترين كلام است ، منظور آن است كه در آن دهات آن قدر درخت خرما زياد شود تا اينكه تماشاگر با ديدن آنها ببيند غير آنچه را ديده بود ، و امر بر او مشتبه شود و گمان كند اين زمين غير آن زمين است كه قبلا ديده است .

25 - از وصيت‌هاى آن حضرت است به كسى كه مأمور جمع آورى زكات از طرف حضرت مىشد

، ما قسمتى از اين وصيت را اينجا آورديم تا معلوم شود امام هماره ستون حق را برپا مىداشت ، و در امور كوچك و بزرگ ، و ظاهر و باطن نمونه‌هاى عدالت را مىافراشت . بر مبناى تقواى خداوندى كه يكتا و بىشريك است حركت كن ، مسلمانى را به وحشت نينداز ، و بدون رضاى او بر وى گذر مكن ، و اضافه‌تر از حقّى كه خداوند در مالش قرار داده از او نگير . چون به قبيله‌اى رسيدى در منطقهء آب آنان در آى و به خانه‌هايشان مرو . با آرامش و وقار به جانب آنان برو تا در ميانشان قرار گيرى ، و به آنان سلام كن ، و در تحيّت به ايشان كوتاهى مكن ، بگو : بندگان خدا !
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 255 | خطب الإمام علي ( ع ) / انصاريان