تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
و چه بازماندگان بدى هستند آنان كه تابع گذشتگان جهنّمى خود مىباشند ! از اين گذشته فضيلت نبوّت به دست ماست كه با آن عزيز را خوار ، و ذليل را بلند مقام ساختيم . خداوند چون عرب را دسته دسته وارد دين خود كرد ، و اين امّت خواه و ناخواه تسليم حق شدند ، شما به دو علّت اسلام آورديد : بخاطر دنيا ، يا ترس از جان ، آن هم در زمانى كه پيشى گرفتگان به اسلام پيروزى يافته بودند ، و اولين مهاجران را فضل و برترى بود . پس براى شيطان در وجودت بهره قرار مده ، و راهش را به روى خود باز مگذار . و السّلام .

18 - از نامه‌هاى آن حضرت است به عبد اللّه بن عباس فرماندارش در بصره

بدان كه بصره جاى ورود شيطان ، و كشتزار فتنه است ، مردمش را به احسان اميد ده ، و گره ترس را از قلوبشان باز كن . به من خبر رسيده كه با بنى تميم درشتى كرده‌اى و از در خشونت در آمده‌اى ، بنى تميم جمعيتى هستند كه ستاره‌اى از ايشان غروب نكرد مگر اينكه ستاره‌اى ديگر به جايش طلوع نمود ، كسى در زمان جاهليت و اسلام به كينه جويى بر ايشان پيشى نگرفته ، اينان را با ما خويشاوندى متّصل و نزديكى خاصّ است ، ما را در صلهء رحم با آنان اجر است ، و در قطع رحم مؤاخذه . ابو العباس ! خدايت رحمت كند ، در آنچه بر زبان و دستت از خير و شرّ جارى شود مدارا كن ، كه هر دو در اين زمينه شريكيم ، و در حسن ظنّم به وجود خودت پايدار باش ، و كارى مكن كه نظرم از تو برگردد . و السّلام .

19 - از نامه‌هاى آن حضرت است به بعضى از كارگزارانش

اما بعد ، دهقانان محدوده‌ات
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 252 | خطب الإمام علي ( ع ) / انصاريان