پس به آنچه از آخرتت به آن رسيدهاى شاد باش ، و به آنچه از آخرتت از دست رفته به غم بنشين .
به آنچه از دنيا به آن مىرسى زياد خوشحال مباش ، و به آنچه از دنيا از دستت مىرود بيش از اندازه غمگين مشو . و بايد همهء سعيت براى بعد از مرگ باشد .
23 - از سخنان آن حضرت است آن را پيش از مرگش به عنوان وصيت فرمود ، زمانى كه ابن ملجم - لعنت خدا بر او باد - وى را ضربت زد
سفارشم به شما اين است كه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد و سنّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله - را ضايع نكنيد ، اين دو ستون دين را برپا داريد و اين دو چراغ را روشن نگاه بداريد ، كه ديگر بر شما نكوهشى نخواهد بود .
من ديروز همنشين شما بودم ، امروز براى شما عبرتم ، و فردا از شما جدا مىشوم . اگر زنده بمانم صاحب خون خويشم ، و اگر بميرم مرگ وعدهگاه من است ، و اگر ببخشم بخشيدن براى من موجب قرب ، و براى شما حسنه است ، پس ببخشيد « آيا دوست نداريد خداوند شما را ببخشد » ؟ !
به خدا قسم چيزى از مرگ به طور ناگهانى به من روى نياورد كه پسند من نباشد ، و مسألهاى آشكار نشود كه آن را نشناسم . نسبت به مرگ چون جوياى آب بودم كه ناگهان به آب رسيده ، يا جوياى متاعى كه به آن دست يافته « و آنچه نزد خداست براى نيكان بهتر است » .
مىگويم : قسمتى از اين سخن پيش از اين ( در سخن 146 ) گذشت ، ولى چون در اين سخن اضافهاى بود لازم به تكرار ديدم .
24 - از وصيتهاى آن حضرت است دربارهء مصرف اموالش پس از مرگ ، كه بعد از برگشت از صفّين نوشت
اين برنامهاى است كه بندهء خدا على بن ابى طالب امير المؤمنين دربارهء مال خود دستور مىدهد ، و به آن خشنودى حق را مىطلبد تا او را به بهشت در آورد ، و آسايش و امنيت عطا نمايد .
قسمتى از آن وصيت است :
به اين وصيت حسن بن على اقدام مىكند ، براى خودش از اين اموال به طور شايسته مصرف مىنمايد ، و به نحوى كه سزاوار است به مستحقّان مىپردازد . اگر مرگ حسن برسد