تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
در اين اثنا كه او بر بال جدايى از دنيا و ترك دوستان سوار بود ، ناگاه غصه‌اى از غصّه‌هايش به او هجوم كرد ، و انديشه و ادراك نافذش سرگردان گشت ، و رطوبت زبانش خشك شد . چه بسيار پاسخ‌هايى كه مىدانست ولى قدرت جواب آن را نداشت ، و چه بسيار سخن دردآورى را از شخص بزرگى كه او را در زمان سلامتش احترام مىكرد يا كودكى كه به او ترحم مىنمود مىشنيد ولى خود را به كرى مىزد ! آرى براى مرگ دشواريهايى است سخت‌تر از آنكه قابل وصف باشد ، و سختىهايى است كه عقول از درك آن ناتوان است .

218 - از سخنان آن حضرت است كه آن را به وقت تلاوت آيهء « « رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ »

» فرمود خداوند پاك ياد خود را صيقل دلها قرار داد ، كه گوش در پرتو آن پس از سنگينى مىشنود ، و چشم دلها بعد از نابينايى مىبيند ، و دلها از پى عناد با حق رام مىشود . و خداى را - كه نعمتهايش ارجمند است - پيوسته در هر قطعه‌اى از زمان پس از قطعهء ديگر و در روزگارهاى خالى از پيامبران بندگانى است كه در عرصه‌گاه فكرشان با آنان راز مىگويد ، و در ذات عقولشان با آنان گفتگو دارد . اينان به نور بيدارى در ديده‌ها و گوشها و دلها چراغ هدايت برافروختند ، مردم را به ياد ايّام اللّه مىاندازند ، و از مقام حق بيم مىدهند ، اين بزرگواران همچون راهنمايان در بيابانها هستند كه هر كه جانب راه راست گيرد راهش را بر او مدح و ثنا گويند ، و به نجات مژده‌اش دهند ، و هر كه در راست و چپ افتد طريقش را در نظرش نكوهش نمايند ، و او را از هلاكت بترسانند ، اينان با اين ويژگيها چراغهاى آن تاريكىها ، و راهنمايان نجات بخش از آن اشتباهاتند . براى ياد خدا اهلى است كه آن ياد را به جاى دنيا انتخاب كرده‌اند ، هيچ تجارت و داد و ستدى آنان را از ذكر حق غافل نمىكند ، روزگار خود را با ياد خدا به سر مىبرند ، و با بيانهاى بازدارنده از محرمات الهى به گوش غافلان بانگ مىزنند ، به عدالت فرمان مىدهند و خود عامل به آنند ، از زشتى نهى مىكنند و خود از آن باز مىايستند ، گويى رابطهء خود را با دنيا بريده و در آخرتند