و نعمت در اختيارشان قرار گرفت ، و پيوند كرامت آنان استوار شد ، به اين معنى كه از تفرقه اجتناب كردند ، و بر الفت پايدارى نمودند ، و يكديگر را به آن تشويق و ترغيب كردند و سفارش نمودند .
و از امورى كه ستون فقراتشان را در هم شكست ، و قدرتشان را قرين سستى كرد دورى نماييد :
از كينه ورزى قلوب ، و عداوت سينهها ، و ناموافق بودن نفوس ، و دست از يارى يكديگر كشيدن .
عبرت از مؤمنان پيشين
در احوالات مؤمنين گذشته انديشه كنيد ، كه چگونه در حال آزمايش و امتحان بودند ! آيا از همهء خلايق مشكلاتشان بيشتر نبود ؟ آيا بيش از همهء مردم در زحمت و رنج نبودند ؟ آيا از همهء مردم دنيا در تنگناى بيشتر قرار نداشتند ؟
فراعنه آنان را بردهء خود ساختند ، و به عذاب سخت كشيدند ، جرعه جرعه تلخى به آنان نوشاندند ، پيوسته در ذلّت هلاكت ، و مورد سلطه و استيلا بودند ، چارهاى براى سر باز زدن ، و راهى براى دفاع نمىيافتند . تا چون خداوند جدّيت آنان را در صبر بر آزار در راه محبّتش ، و تحمّل ناراحتىها را در مسير بيم و خوفش از آنان ديد ، گشايشى از تنگناهاى بلا براى آنان قرار داد .
ذلّتشان را به عزّت و بيمشان را به امنيت تبديل كرد ، پس سلاطين حكمران ، و پيشوايان راهنما شدند ، و كرامت خداوند دربارهء آنان به جايى رسيد كه خيالش هم دربارهء آنان نمىرفت .
بنگريد چگونه بودند زمانى كه اجتماعشان متّحد ، خواستههايشان متّفق ، دلها معتدل و مناسب ، دستها پشتيبان هم ، و شمشيرها مددكار يكديگر ، چشم دلشان نافذ ، و تصميمهايشان يكى بود ! آيا با اين خصال آقاى سراسر زمين نبودند ، و بر جهانيان حكومت نمىكردند ؟
از طرفى به پايان كارشان نظر كنيد كه به كجا رسيد زمانى كه بينشان جدايى افتاد ، الفتشان به پراكندگى رسيد ، وحدت كلمه و دلهايشان به اختلاف مبدل شد ، دسته دسته شده ، به جنگ با هم برخاستند ، خداوند لباس كرامت را از وجودشان به در آورد ، و نعمت فراوانش را از آنان گرفت ، و داستان زندگى آنان در بين شما به عنوان درس عبرتى براى عبرت گيرندگان شما باقى ماند .
از حال اولاد اسماعيل و اسحاق و يعقوب - درود خدا بر آنان - پند گيريد ، چه اندازه احوالات با هم متناسب ، و چقدر داستانها به هم نزديك است !
در امورشان به هنگام پراكندگى و جداييشان از يكديگر دقت كنيد .