تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
تا در سايه‌اش زندگى كنند و در حمايتش مأوى گيرند ، به نعمتى منّت نهاد كه ارزش آن را احدى از آفريدگان نمىداند ، زيرا بهاى الفت با يكديگر از هر بهايى بالاتر ، و از هر عظمتى عظيم‌تر است . و بدانيد كه شما پس از ديندارى بىدين شديد ، و بعد از الفت و برادرى حزب حزب گشتيد ، تعلّقى به اسلام جز به نام آن نداريد ، و از ايمان جز نشان آن را نمىدانيد . مىگوييد به دوزخ مىرويم ولى ننگ را نمىپذيريم ! گويى قصد داريد اسلام را وارونه كنيد ، با هتك حرمت حريم حق ، و شكستن پيمانى كه خداوند آن را در زمين خود پناهگاه شما ، و منطقهء امن براى آفريدگانش قرار داده است ! اگر به غير اسلام پناهى بگيريد اهل كفر به جنگ شما برمىخيزند . آن وقت جبرئيل و ميكائيل و مهاجر و انصار در ميان نيستند كه شما را يارى كنند ، جز شمشير زدن بر يكديگر چيزى به جاى نماند تا خداوند بين شما حكم كند . امثال و داستانهايى از عذاب خدا و كيفرهاى كوبنده و روزگار بلا و حوادث سخت كه كيفر گناهان گذشتگان بود در اختيار شماست . فرا رسيدن عذابش را به بهانهء جهل به مؤاخذه او و يا سهل انگارى نسبت به خشمش ، يا ايمنى از كيفرش دير مپنداريد ، زيرا خداى پاك ، گذشتگان را از رحمتش دور نكرد مگر به خاطر ترك امر به معروف و نهى از منكر ، آرى پروردگار جاهلان را به خاطر ارتكاب گناه ، و عاقلان را به علّت ترك نهى از منكر از رحمت خود دور نمود . بدانيد كه شما رشتهء اسلام را از گردن جان برداشتيد ، حدود آن را واگذاشتيد ، و احكامش را ميرانديد . معلومتان باد كه خداوند مرا به جنگ با ستم‌پيشگان و پيمان شكنان و آنان كه در زمين اهل فسادند امر فرموده . بر اين اساس با پيمان شكنان جنگيدم ، و با متجاوزان به نبرد برخاستم ، و بيرون‌شدگان از مدار دين را خوار و زبون ساختم . و اما شيطان ردهه ( رئيس خوارج ) با فرياد وحشتى كه از پى آن بانگ تپش دل و لرزهء سينهء او را شنيدم كارش تمام شد ، و تعدادى اندك از ستمكاران باقى مانده‌اند .