تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢

عبرت از گذشتگان

از آنچه به گردنكشان پيش از شما از عذاب خدا و دشواريها و حوادث و كيفرهاى او رسيد عبرت گيريد ، و از خاك تيره‌اى كه صورتشان بر آن نهاده شده و زمينى كه پهلويشان بر آن افتاده پند پذيريد ، و از امورى كه زايندهء كبر است به خدا پناه جوييد ، چنان كه از آفات ناگهانى روزگار به او پناه مىبريد . اگر خدا اجازهء كبر ورزيدن را به فردى از بندگانش مىداد هر آينه رخصت آن را به پيامبران و اوليائش كه از خاصّان اويند عنايت مىفرمود ، ولى خداى پاك كبر ورزى را بر آنان روا نداشت ، و فروتنى را براى آن بزرگواران پسنديد ، آنان گونه‌هاى خود را به عبادت بر زمين گذاشتند ، و صورتهاى خويش را بر خاك ساييدند ، و در برابر اهل ايمان تواضع كردند ، ولى در نظر بىخبران سبك مغز ، بىقدرت و ناتوان به حساب مىآمدند ، خداوند آنها را به گرسنگى امتحان كرد ، و به رنج و سختى مبتلا نمود ، با برنامه‌هاى خوفناك آزمايششان فرمود ، و به جفاها و ناخوشيها خالصشان كرد . از باب نادانى به موارد آزمايش و امتحان در مواضع غنا و فقر ، ثروت و اولاد را معيار رضايت و خشم خدا نگيريد ، خداى پاك فرمود : « آيا گمان مىكنند از اين كه آنان را به ثروت و فرزندان مدد مىكنيم در نيكيهاى ايشان شتاب مىورزيم ؟ نه اين طور نيست ، اينان حقيقت را نمىفهمند » . خداوند متكبران از بندگانش را كه در نظر خود بزرگ مىنمايند با اوليائش كه در ديدهء آنان ضعيف به شمار مىآيند آزمايش مىكند ( و شاهد اين واقعيت وضع موسى و فرعون است ) .

فلسفهء فروتنى پيامبران

موسى بن عمران همراه برادرش هارون - درود خدا بر آنان - وارد بر فرعون شدند در حالى كه تن‌پوشى از پشم به تن داشتند ، و هر يك را عصايى در دست بود ، و در صورت اسلام آوردن او بقاء حكومت و دوام عزّتش را با او شرط كردند ، فرعون رو به مردم كرد و گفت : « از اين دو نفر تعجب نمىكنيد كه دوام عزّت و بقاء سلطنتم را با من شرط مىكنند ، در حالى كه خود آنان را در تهيدستى و خوارى مىبينيد ؟ ! چرا دستبندهايى از طلا به آنان داده نشده ؟ ! » اين را گفت محض اينكه طلا و جمع كردن آن را بزرگ ، و پوشش پشمينهء آنان را پست شمرد . اگر خداى پاك به هنگام بعثت انبياء خود مىخواست ، درهاى گنج‌هاى طلا ، و معادن زر ناب ، و باغهاى سرسبز را به روى آنان باز كند ، و پرندگان آسمان ، و جانوران زمين را همراه آنان نمايد انجام مىداد ، ولى در اين صورت جايى براى امتحان باقى نمىماند ، و اجر و پاداش بىمورد مىشد ، و اخبار آسمانى از بين مىرفت ، و براى قبول كنندگان دعوت انبياء ثواب مبتلايان به رنج و سختى واجب نمىگشت ، و نه اهل ايمان استحقاق مزدى همپايهء نيكوكاران را داشتند ، و براى اسماء و لغات مفهومى باقى نمىماند ( زيرا بر اساس تمكّن مادّى انبياء ، ايمان مردم بر اساس طمع بود و محلّى براى انجام عمل نيك وجود نداشت ) .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 192 | خطب الإمام علي ( ع ) / انصاريان