تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

185 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در سفارش به تقوا و ياد مرگ

اى مردم ، شما را سفارش مىكنم به تقواى الهى ، و سپاس بسيار بر احسانش ، و نعمت‌هايى كه به شما ارزانى داشته ، و بر هر برنامه‌اى كه از او به شما رسيده . چه‌بسا شما را به نعمتى مخصوص داشت ، و به رحمتى دريافت . عيوبتان را آشكار كرديد و او بر شما پوشاند ، خود را در معرض مؤاخذهء او قرار داديد مهلتتان داد . و سفارشتان مىكنم به ياد مرگ باشيد ، و از آن كمتر غفلت نماييد . چگونه غافل مىمانيد از چيزى كه از شما غافل نيست ، و چگونه طمع مىبنديد به كسى كه شما را مهلت نمىدهد ؟ ! براى پند و اندرز شما بس است ، مرده‌هايى كه ديده‌ايد ، آنها را به گورشان بردند بدون اينكه بر مركبى سوار شوند ، و آنان را در ميان قبر گذاشتند بدون اينكه خودشان فرود آيند ، گويا اينان از آباد كنندگان دنيا نبودند ، و آخرت هميشه جايگاه آنان بود . از دنيايى كه در آن سكونت داشتند رميدند ، و در محلّى كه از آن وحشت داشتند آرميدند ، به آنچه از آن جدا شدند سرگرم بودند ، و جايى را كه عاقبت بايد به آن برسند ضايع كردند . پس از مرگ قدرت برگشت از كارهاى زشت را ندارند ، و توان اضافه كردن نيكى براى آنان محال است . به دنيا انس گرفتند مغرورشان كرد ، به آن اعتماد نمودند به خاكشان انداخت . خداوند شما را رحمت كند ، به منازلى كه به آباد كردن آنها مأمور شده‌ايد ، و شما را به آنها ترغيب نموده‌اند ، و از شما به سوى آنها دعوت به عمل آمده پيشى گيريد ، و با استقامت در بندگى ، و دورى از گناه نعمت‌هاى خدا را بر خود كامل كنيد ، كه فردا به امروز نزديك است . ساعتها در روز ، و روزها در ماه ، و ماهها در سال ، و سالها در عمر چه با سرعت مىگذرد !

186 - از خطبه‌هاى آن حضرت است دربارهء ايمان و هجرت

از ايمانها ، ايمانى در دلها ثابت و برقرار است ، و ايمانى بين دلها و سينه‌ها تا مدّتى معين عاريتى و ناپايدار است . پس اگر از كسى به علّتى شرعى براى شما بيزارى حاصل شد او را واگذاريد تا مرگش برسد ، آن هنگام ( اگر بر حال گذشته باقى بود ) مرز بيزارى است . وجوب هجرت بر همان اساس اوليّه‌اش باقى است .