تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
انديشه‌ها به او احاطه نكرد ، بلكه به انديشه‌ها نزد انديشه‌ها تجلّى نمود ، و به انديشه‌ها وانمود كه انديشه‌ها به او احاطه ندارند ، و انديشه‌ها را در اين زمينه قاضى قرار داد . بزرگى او همچون اجسام و اجساد بر اساس طول و عرض و حجم و عمق و بدايت و نهايت نيست تا در جسم و حجم بزرگ آيد ، بلكه شأنش بزرگ ، و سلطنتش عظيم است . و شهادت مىدهم كه محمّد بنده و رسول برگزيده ، و امين پسنديدهء اوست ، درود خدا بر او و آلش باد . او را با دلايل الزام كننده ، و پيروزى آشكار ، و راه روشن فرستاد ، او هم رسالت حق را آشكارا به مردم رساند ، و انسانها را به راه راست واداشت و راه را به آنان نماياند ، و نشانه‌هاى هدايت و مشعل روشن دين را به پا كرد ، و رشته‌هاى اسلام را محكم ، و دستگيره‌هاى ايمان را استوار نمود .

از اين خطبه است در توصيف عجايب آفرينش اصنافى از حيوانات :

اگر مردم در عظمت قدرت و بزرگى نعمت حق انديشه مىنمودند ، به راه مستقيم باز گشته ، و از عذاب سوزان مىترسيدند ، اما دلها بيمار ، و ديده‌ها عيبناك است . آيا به كوچكترين چيزى كه آفريده دقت نمىكنند كه چگونه خلقتش را محكم ، و تركيبش را استوار كرد ، و براى آن گوش و چشم قرار داد ، و به استخوان و پوست آراست ؟ ! مورچه را با جثّهء كوچك ، و ظرافت اندامش بنگريد ، به گونه‌اى است كه نمىتوان او را با گوشهء چشم ديد ، و به انديشه درك كرد ، چگونه به نرمى روى زمين راه مىرود ، و بر رزقش مىجهد ، دانه را به لانه مىبرد ، و در قرارگاهش قرار مىدهد ، به تابستان براى زمستان جمع مىكند ، و به وقت آمدن براى زمان بازگشتن مهيّا مىنمايد ، خدايش ضامن روزى او شده ، و او را موافق حالش رزق داده . خداوند منّان از او غفلت ندارد ، و پروردگار ديّان محرومش نمىگذارد ، گرچه در ميان سنگى خشك و سخت باشد ! و اگر در مواضع جريان غذاى او ، در بالا و پايين ، و آنچه در درون اوست از جوانب اضلاع شكمش ، و آنچه در سر اوست از چشم و گوش بينديشى ، هر آينه از آفرينشش به تعجّب آيى ، و از وصفش به رنج و تعب افتى . بلند مرتبه است خدايى كه مورچه را به روى دست و پايش وا داشت ، و او را بر پايهء اين اعضاء بنا كرد ، كسى با او در اين برنامه شريك نبود ، و قدرتمندى در آفرينش آن او را كمك نداد .