تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
و اگر راههاى انديشه‌ات را تا رسيدن به انتهايش طى كنى ، جز به اين حقيقت نمىرسى كه آفرينندهء مورچه همان آفرينندهء نخلهء خرماست ، به خاطر دقت گونه گونى كه در هر چيز ، و پيچيدگى اختلافى كه در هر زنده‌اى به كار گرفته شده است . بزرگ و كوچك ، سنگين و سبك ، قوى و ضعيف در عرصه‌گاه خلقتش نيست مگر اينكه نسبت به قدرت او مساويند . و چنين است آسمان و هوا ، و باد و آب . به خورشيد و ماه ، گياه و درخت ، آب و سنگ ، آمد و شد اين شب و روز ، روان شدن اين درياها ، وجود اين كوههاى بسيار ، درازى اين قلّه‌ها ، و اختلاف اين لغات و زبانهاى گوناگون دقّت كن . واى به حال كسى كه آفريننده را انكار ، و تدبير كننده را باور نداشته باشد . بىخبران گمان مىكنند كه آنان همچون گياه بيابانى بدون زارع‌اند ، و صورتهاى متنوّع آنان را آفريننده‌اى نيست ، اينان براى مدّعاى باطل خود دليلى ندارند ، و براى آنچه در باطن خود باور كرده‌اند تحقيقى ننموده‌اند . آيا ساختمانى بدون بنا كننده ، يا جنايتى منهاى جنايتكار ممكن است ؟ ! و اگر مىخواهى در رابطه با ملخ بگو ، كه خداوند براى او دو چشم قرمز ، و دو حدقهء تابان ، و گوش پنهان آفريده ، و براى او دهانى مناسب گشوده ، و به او حسّى توانا عنايت كرده ، و دو دندانى داده كه با آنها مىچيند و جدا مىكند ، و دو داس كه با آنها چيزى را مىگيرد ، كشاورزان براى زراعتشان از او بيم دارند ، و براى دفع او گر چه با هم همدست شوند عاجزند ، تا با جست و خيزهايش به كشتزار آيد ، و خواسته‌هاى خود را برآورده نمايد ، در صورتى كه جسم او به اندازهء يك انگشت باريك بيش نيست ! پس بزرگ و خجسته است خداوندى كه هر كس در آسمانها و زمين است به اختيار و اضطرار به پيشگاهش سجده مىبرد ، و براى او گونه و چهره بر خاك مىسايد ، و او را به حالت تسليم و درماندگى اطاعت مىكند ، و از بيم و خوف عنان زندگى به دست او مىنهد . پرندگان مسخّر فرمان اويند ، شمارهء پر و بال و نفس زدن آنان را مىداند ، و پاى آنان را در جاى ترى و خشكى استوار نموده است ، روزى آنان را مقدّر فرموده ، و بر اصناف آنان آگاهى دارد . اين كلاغ ، اين عقاب ، اين كبوتر ، و اين شتر مرغ است ، هر پرنده‌اى را به نامش خوانده ، و رزقش را ضامن گشته . ابر سنگين را به وجود آورد ، و باران پى در پى از آن بريخت ، و سهم هر سرزمينى را معين فرمود ، پس زمين را پس از خشكى سيراب كرد ، و بعد از خشكسالى گياهش را روياند .