تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
« اين است عطاى خداوند كه به هر كس بخواهد عنايت مىكند و خداوند صاحب بخشش عظيم است » . آنچه را مىشنويد مىگويم ، و از خدا براى خود و شما يارى مىخواهم ، و او ما را بس است و وكيل خوبى است .

181 - از سخنان آن حضرت است به برج بن مسهر طائى كه از خوارج بود و شعار « لا حكم الّا للّه » را آن‌چنان فرياد كرد كه حضرت مىشنيد فرمود :

ساكت باش ، خدا رويت را سياه كند اى بىدندان ! به خدا قسم حق آشكار شد در حالى كه تو بىمقدار بودى و صدايت آهسته ، تا وقتى كه باطل عربده كشيد آنگاه چون شاخ بز نر به سرعت ظاهر شدى .

182 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در حمد الهى و ستايش پيامبر و عجايب آفرينش

ستايش خدا را كه حواس وجودش را در نيابد ، مكانها فرايش نگيرند ، چشمها او را نبينند ، و پرده‌هاى پوشنده او را نپوشانند ، همان كه حادث بودن مخلوقاتش دليل بر ازلى بودن او ، و به وجود آمدن موجودات برهان وجود اوست ، و شبيه بودن مخلوقات به يكديگر گواه بر اين كه او را شبيهى نيست . خداوندى كه در وعده‌اش صادق ، و از اينكه به بندگان خود ستم كند به دور است ، در ميان بندگانش به قسط ، و در حكم كردن بر آنان به عدالت رفتار كند . به حادث بودن اشياء بر ازليّتش ، و به داغ ناتوانى كه بر موجودات نهاده ، بر قدرتش ، و به مرگ و فناى مخلوقات كه گريزى از آن قرار نداده بر دائمى بودنش گواه آورد . يكى است نه به عدد ، هميشگى است نه به زمان ، برپاست نه با كمك پشتيبان . ذهن‌ها او را دريابند نه به وسيلهء حواس ، و ديده‌ها وجودش را گواهى دهند نه بر وجه حضور حسّى .