183 - از خطبههاى آن حضرت است در توحيد حق
، و اين خطبه از اصول علمى چيزها دارد كه ديگر خطبهها ندارد آن كه براى او چگونگى معين كرد يگانهاش ندانسته ، و كسى كه او را به چيزى مثل زد به حقيقتش دست نيافته ، و هر كس او را به دايرهء تشبيه كشيد ، حضرتش را در نظر نگرفته ، و هر كه به او اشاره نموده و به انديشهاش تصور كند قصد او ننموده است . هر آنچه به ذاتش شناخته شود مخلوق است ، و آنچه قائم به ديگرى باشد معلول است .
انجام دهنده است بدون به كار بردن ابزار ، تقدير كننده است بدون جولان انديشه ، بىنياز است نه به تحصيل اسباب ، اوقات با او همراه نيست ، و ابزار و وسائل او را يارى ندهند . هستيش بر زمانها ، وجودش بر نيستى ، و ازليّتش بر ابتدا پيشى گرفته .
با به وجود آوردن حواسّ معلوم است كه منزّه از حواس است ، و از آفريدن اشياء متضاد پيداست كه ضدّى ندارد ، و با ايجاد مقارنت بين اشياء واضح است كه او را قرينى نيست . نور را با ظلمت ، سپيدى را با سياهى ، خشكى را با رطوبت ، گرمى را با سردى مخالف و ضدّ هم قرار داد .
بين پراكندهها الفت برقرار كرد ، اضداد را با يكديگر قرين نمود ، دورها را با هم نزديك ساخت ، و نزديكها را از هم دور كرد .
حدّى شامل او نيست ، و به شماره محسوب نشود . ابزار و آلات جز مانند خود را به حدود نياورند ، و اين وسائل جز به نظاير خود اشارت ننمايند .
اينكه بىخبران گويند از چه زمانى به وجود آمد ( منذ ) ، و به تحقيق به وجود آمد ( قد ) ، و اگر چنين بود نقصى نداشت ( لو لا ) با قديم بودن و ازلى بودن و كامل بودنش ناسازگار است ( كه قديم و ازلى و كامل بودن از صفات خداوند است نه مخلوقات ) .