تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
ايشان را هلاكت باد ، چنان كه قوم ثمود هلاك شدند . آگاه باشيد ، هنگامى كه نيزه‌ها به جانب آنان نشانه رود ، و شمشيرها بر سرشان فرود آيد از كارى كه كردند پشيمان شوند . شيطان امروز شكست و فرار ايشان را خواست ، و فردا از آنان بيزارى جويد و رهايشان سازد . بيرون رفتن از مدار هدايت ، و افتادن در گمراهى كوردلى ، و از راه حق باز ماندن ، و طغيان و چموشى در مسير گمراهى ، آنان را بس است .

179 - از خطبه‌هاى آن حضرت است

از نوف بكالى روايت شده كه امير المؤمنين عليه السّلام اين خطبه را در كوفه براى ما بيان فرمود ، و به وقت ايراد خطبه به روى سنگى كه آن را جعده فرزند هبيرهء مخزومى نصب كرد ايستاده بود ، و جبّه‌اى از پشم بر تن داشت ، و بند شمشير و كفش پايش از ليف درخت خرما بود . و پيشانى مباركش از سجده مانند پينهء زانوى شتر مىنمود ، و بدين گونه آغاز سخن فرمود : ستايش خدا را كه بازگشت خلق و عواقب امر به اوست ، او را بر احسان عظيم ، و برهان روشن و فراوانى فضل و نعمتش ستايش مىكنيم ، ستايشى كه به جاى آوردن حقّش ، و اداى شكرش ، و نزديك كننده به ثوابش ، و موجب حسن مزيد نعمتش باشد . و از او طلب يارى مىنماييم يارى كسى كه فضلش را اميدوار ، و بهره‌اش را آرزومند و به دفعش از بلا مطمئن ، و عطايش را معترف ، و مطيع او به كردار و گفتار است . و ايمان مىآوريم به او ايمان كسى كه به حالت يقين به او اميد دارد ، و با حال ايمان به او روى آورده ، مقرّانه در برابر او خاشع شده ، و با اعتقاد به يگانگى او برايش اخلاص ورزيده ، و با تمجيد او بزرگش شمرده ، و با رغبت و كوشش به او پناه آورده است . خداى سبحان زاده نشده تا در عزّت شريكش شوند ، و نزاده تا چون بميرد ارثى گذارد ، وقت و زمان بر او پيشى نجسته ،