174 - از سخنان آن حضرت است دربارهء حكمين
رأى بزرگان شما بر اين شد كه دو مرد را اختيار كردند ، از آنان پيمان گرفتيم كه بر اساس قرآن حكم كرده از آن تجاوز نكنند ، زبانشان با قرآن باشد و دلشان از آن پيروى نمايد .
ولى از قرآن روى گرداندند ، و حق را در حالى كه مىديدند ترك كردند ؛ خواستهء آنان ستمكارى ، و عادتشان كژى بود . تعهّد ما با آنان در حكم كردن به عدالت و عمل به حق پيش از رأى زشت و حكم جائرانهء آنان بود .
حجّت به سود ما و در اختيار ماست از آن هنگام كه با راه حق مخالفت كردند ، و حكمى غير حكم خدا صادر نمودند .
175 - از خطبههاى آن حضرت است در توحيد و تقواى الهى
اشتغال به كارى او را سرگرم نمىسازد ، زمانى باعث دگرگونى او نمىگردد ، مكانى او را فرا نمىگيرد ، و زبانى قدرت وصفش را ندارد .
شمارهء قطرات باران ، و ستارگان آسمان ، و ذرات خاكى كه باد در هوا پراكنده ساخته ، و نيز حركت مورچه بر سنگ صاف ، و خوابگاه موران كوچك در شب تار از او پوشيده نيست .
محل افتادن برگها ، و نگاههاى زير چشمى را مىداند .
و شهادت مىدهم كه معبودى جز خدا نيست ، همتايى ندارد ، در وجودش ترديدى نيست ، نمىتوان دينش را كافر شد ، و آفريدن او را منكر گشت ، شهادت آن كه نيّتش صادقانه ، و باطنش پاك ، و يقينش خالص ، و ميزانش سنگين است .
و شهادت مىدهم كه محمّد بنده و فرستادهء او ، و برگزيدهء از موجودات است ، كه براى بيان احكام انتخاب شده ، و به كرامتهاى گرانبهاى الهى اختصاص يافته ، و جهت ابلاغ رسالتهاى با ارزشش برگزيده شده ، و به سبب او نشانههاى هدايت روشن ، و سياهى كور دلى و ضلالت زدوده گشته است .
اى مردم ، دنيا كسى را كه به او آرزو و دلبستگى دارد مىفريبد ، و بر جان كسى كه به او رغبت كند بخل نمىورزد ، و بر هر كه آن را به دست آورد چيره شود . سوگند به خدا ملّتى خرمى نعمت و عيش زندگى را از دست ندادند مگر به خاطر گناهانى كه مرتكب شدند ، زيرا خداوند هرگز ستمكار به بندگان نيست .