تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
و سرپناهش در زمستان مشرق و مغرب زمين ، و ميوه و سبزىاش گياهى بود كه زمين براى چهارپايان مىرويانيد . نه زنى داشت كه او را فريفتهء خود كند ، نه فرزندى كه او را به غصّه بنشاند ، نه ثروتى كه او را از آخرت باز دارد ، و نه طمعى كه او را به خوارى اندازد . مركب او دو پايش ، و خدمتكارش دو دستش بود . به پيامبر پاكتر و پاكيزه‌ترت - كه درود خدا بر او و آلش باد - اقتدا كن ، كه وجودش براى هر كه بخواهد به او اقتدا كند سرمشق است ، و براى آن كه تسلّى جويد در زندگى به آن حضرت تسلّى است ، و محبوبترين بندگان نزد خدا كسى است كه به پيامبر اقتدا كند و قدم جاى قدم او بگذارد . از دنيا به حد اقل قناعت كرد ، و ديده براى تماشاى آن باز نكرد . لاغرترين اهل دنيا ، و گرسنه‌ترين آنان از دنيا بود . دنيا به او ارائه شد اما از پذيرفتنش امتناع كرد ، چيزى را كه دانست خدا دشمن دارد او هم دشمن داشت ، و هر چه را حق خوار و بىمقدار دانسته بود او هم خوار و بىمقدار دانست ، و آنچه را پروردگار كوچك شمرده او هم كوچك شمرد . اگر در وجود ما جز محبت آنچه كه خدا و رسول دشمن دارند نبود ، و بزرگ شمردن آنچه را كه خدا و رسول كوچك شمرده‌اند وجود نداشت ، همين براى ستيزگى ما با خدا و سرپيچى ما از فرمانش بس بود . رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - روى زمين غذا مىخورد ، و مانند نشستن بندگان مىنشست ، و با دست خود پارگى كفشش را مىدوخت ، و جامه‌اش را وصله مىكرد ، بر مركب بىپالان سوار مىشد ، و در رديف خود سوار مىكرد . پرده‌اى همراه با نقش و نگار بر در خانه‌اش آويخته بود ، به يكى از همسرانش فرمود : فلانى ! اين پرده را از برابر ديد من پنهان كن ، زيرا وقتى آن را مىبينم دنيا و زر و زيورش را به ياد مىآورم . با عمق دل از دنيا اعراض كرد ، و ياد اين سراى فانى را از خاطرش ميراند ، علاقه داشت زر و زينت دنيا از برابر ديده‌اش پنهان باشد ، تا از آن جامهء زيبا برنگيرد ، و باورش نيايد كه سراى قرار و آرامش است ، و اميدى به درنگ در آن نداشته باشد ، علاقهء به دنيا را از دل بيرون كرد ، و از اين محل فانى دل برداشت ، و از ديدهء خود پنهان نمود . آرى چنين است كسى كه چيزى را دشمن دارد بغض و نفرت دارد كه به آن نظر كند و در محضرش از آن ياد شود . در روش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حالتى است كه تو را به زشتىها و عيوب دنيا رهنمون است ، زيرا آن حضرت با اهل بيتش در دنيا گرسنه بود ، و با منزلت و تقرب عظيمى كه نزد حق داشت زر و زيور دنيا از او دور داشته شده بود . پس دقت كننده با عقلش دقت كند كه خداوند با وضعى كه براى پيامبرش در برنامهء دنيا به وجود آورد آيا او را اكرام كرد يا به او اهانت روا داشت ؟ اگر بگويد : اهانت كرد ، سوگند به خداى بزرگ دروغ گفته ، و بهتان عظيمى به حق زده ؛ و اگر بگويد : به او اكرام كرد ،
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 144 | خطب الإمام علي ( ع ) / انصاريان