تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
و هر بيمى در امور مادى محقق و ثابت است مگر بيم از حق كه در اغلب مردم بىپايه است ! در كارهاى بزرگ به خداوند اميد دارند ، و در كارهاى كوچك به بندگان اميد مىبندند ، امّا آن‌چنان كه حق بندگان را رعايت مىكنند حق خدا را مراعات نمىنمايند . چه شده كه حق خداوند كمتر از حق بندگان رعايت مىشود ؟ ! آيا مىترسى در اميدى كه به حق دارى دروغگو باشى ؟ يا او را آن‌چنان كه بايد سزاوار اميد نمىدانى ؟ ! اگر از يكى از مردم بترسند تا حدّى از او حساب مىبرند كه در آن حد از خدا حساب نمىبرند . بنا بر اين ترس از بندگان را نقد ، و ترس از خدا را نسيه و وعدهء غير قابل عمل قرار داده‌اند . همچنين كسى كه دنيا در نظرش عظيم جلوه كند ، و موقعيّت آن در دلش وانمودى بزرگ داشته باشد ، دنيا را بر خدا مقدّم دارد و از هر چه غير دنياست بريده و نهايتا بردهء دنيا گردد . براى تو كافى است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سرمشق تو باشد ، و راهنمايى براى درك زشتى و عيب دنيا ، و كثرت رسواييها و بدىهاى آن ، زيرا دنيا از همه جانب از او گرفته شد ، و اطراف و جوانبش به آسانى به غير او واگذار گرديد ، او را از دنيا چون كودكى از شير مادر بريدند ، و از زر و زيورش دور كردند . و اگر بخواهى شخص دومى را مقتدا قرار دهى اين است موسى كليم اللّه - كه درود خدا بر او - آنجا كه گفت : « پروردگارا ، به آنچه به من از خير عطا كنى نيازمندم » . به خدا سوگند چيزى جز نانى كه تناول كند از خدا نخواست ، زيرا مدّتى بر اثر تهيدستى ، گياه زمين مىخورد ، تا جايى كه سبزى گياه به خاطر لاغرى و كمى گوشت در بدنش از پردهء نازك شكمش نمايان بود . و اگر بخواهى نفر سومى را سرمشق خود قرار دهى اين است داود - كه درود خدا بر او - صاحب مزامير ، و خوانندهء اهل بهشت ، او با دست خود از ليف خرما زنبيل مىبافت ، و به همنشينانش مىگفت : كدام يك از شما مرا در فروختن اينها يارى مىدهد ؟ و از قيمت آن زنبيل قرصى نان جوين مىخورد . و اگر مىخواهى دربارهء عيسى عليه السّلام بگو كه سنگ را بالش سر قرار مىداد ، و جامهء زبر و خشن مىپوشيد ، و غذاى غير لذيذ مىخورد . نان خورشش گرسنگى ، و چراغ شب تارش ماه ،