من همسايهء شما بودم كه مدّتى جسمم با شما مجاورت داشت ، و به زودى از من بدنى بىجان : ساكن پس از حركت ، و ساكت پس از گويايى به جا خواهد ماند . آرميدن من ، و از گردش افتادن زبانم ، و بىحركت شدن دست و پايم بايد شما را پند دهد ، چرا كه اين وضع براى آنان كه بخواهند پند گيرند از هر منطق رسا و گفتار با اثر پندآموزتر است .
وداع من با شما وداع كسى است كه مهيّاى ديدار خداست . فردا كه نيستم ارزش حيات مرا خواهيد يافت ، و رازهاى درونم برايتان آشكار خواهد شد ، و آنچنان كه بايد مرا خواهيد شناخت پس از اينكه جايم را خالى ديديد ، و ديگرى به جاى من قرار گرفت .
147 - از خطبههاى آن حضرت است كه در آن اشاره به فتنهها دارد
راه راست و چپ را گرفتند براى رفتن در جادّههاى گمراهى ، و ترك مسيرهاى هدايت . در آنچه واقع خواهد شد و انتظار پديد آمدنش مىرود شتاب نكنيد ، و آنچه را كه فردا پيش مىآورد دير ندانيد . چهبسا شتاب كننده به چيزى كه چون آن را بيابد دوست دارد كه كاش آن را نمىيافت ، و امروز به فرا رسيدن فردا چه نزديك است !
اى جامعه ، اين هنگام زمان آمدن هر موعودى است ، و نزديك پديد آمدن آنچه نمىدانيد .
بدانيد از ما آن كسى كه فتنههاى آينده را درك كند با چراغى روشن در آن حركت كند ، و به روش نيكان قدم بردارد ، تا در آن فتنهها بندى را بگشايد ، و اسيرى را آزاد كند ، و جمع گمراهان را پراكنده ، و پراكندگى حق را جمع كند . او به دور از ديدهء مردم است ، جويندگان نشانش را نبينند هر چند پياپى نظر كنند . آنگاه در آن فتنهها بصيرت قومى چون تيز شدن شمشير به دست آهنگر تيز گردد ، ديدههايشان به نور قرآن جلا گيرد ، و حقيقت آيات در گوشهاشان طنين افكند ، و شبانگاه از جام حكمت نوشند پس از آنكه در صبحگاهان آشاميده باشند .