بىشك اگر ايرانيها فردا تو را ببينند مىگويند اين ريشهء عرب است ، اگر آن را قطع كنيد آسوده مىشويد ، و اين انديشه باعث مىشود كه آنها را در جنگ با تو و طمع در از بين بردنت حريصتر و سرسختتر كند .
اما آنچه در رابطه با آمدن ايرانيان به جنگ با مسلمانان گفتى ، خداوند سبحان بيش از تو از آمدن آنان ناخشنود است ، و خود بر تغيير آنچه خوش نمىدارد تواناتر است .
و اما آنچه دربارهء كثرت عددشان گفتى ، ما در زمان پيامبر با لشگر انبوه با كفّار نمىجنگيديم ، بلكه با نصرت و يارى خداوند وارد كارزار مىشديم .
144 - از خطبههاى آن حضرت است در فلسفهء بعثت ، حوادث آينده و پند و اندرز
خداوند محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به حق برانگيخت تا بندگانش را از حلقهء پرستش بتها درآورده به مدار عبادت خود وارد كند ، و از اطاعت شيطان نجات داده به گردونهء طاعت خود بياورد ، به وسيلهء قرآنى كه معنايش را روشن و بنيانش را استوار كرد ، تا بندگان خداى خود را بعد از جهل به او بشناسند ، و پس از انكار ( زبانى ) او به وجودش اقرار نمايند . و پس از انكار ( قلبى ) او وجودش را ثابت بدانند .
خداوند سبحان بدون اينكه او را ببينند خود را در قرآن به وسيلهء آيات قدرتش نشان داد ، و آنان را از سطوتش بيم داد ، و چگونگى هلاكت اقوام را به كيفرها ، و درو شدنشان را به عذابها ارائه فرمود .
پس از من به زودى بر شما روزگارى رسد كه در آن چيزى پنهانتر از حق ، و آشكارتر از باطل ، و فراوانتر از دروغ به خدا و پيامبرش نباشد !
پيش مردم آن زمان اگر قرآن را به درستى تلاوت كنند متاعى كسادتر از آن يافت نشود ، و اگر در معانى آن تحريف ايجاد كنند كالايى رواجتر از آن نباشد ، و در شهرها چيزى بدتر از معروف ، و بهتر از منكر پيدا نشود . قرآن را حاملانش كنارى اندازند ، و حافظانش آن را از ياد ببرند . در آن روز قرآن و تابعان حقيقىاش مطرود و در تبعيدند ، و چون دو يار همراه در يك راهند ، كه پناه دهندهاى آن دو را پناه ندهد . بنا بر اين كتاب و اهلش در آن زمان ميان مردمند اما بين آنها نيستند ، و با مردمند ولى با آنان نمىباشند ، چرا كه گمراهى با هدايت توافقى ندارند گرچه يكجا جمع شوند .
آن مردم در تفرقه متّحد ، و از جماعت روى گردانند ، گويى آنان پيشواى قرآنند نه قرآن پيشواى آنان ، از اين رو از قرآن نزد آنان جز اسمى نماند ، و از كتاب خدا جز خطّ و نوشتهاى نشناسند . پيش از اين نيكوكاران را به هر عقوبتى دچار كردند ،