تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
شما اى مردم عرب ، نشانهء بلاهايى هستيد كه بسيار نزديك است . بنا بر اين از مستىهاى نعمت بپرهيزيد ، و از سختىهاى عقوبت حذر كنيد ، و در گرد و غبار ظلمت شبهه ، و ناهموارى ، راه فتنه ، به وقت پديد آمدن طليعه‌اش ، و آشكار شدن نهانش ، و برقرارى محورش ، و گردش آسيايش بر جاى خويش ثابت بمانيد . آن فتنه‌هايى كه از مدارج پنهان شروع ، و به سختى و زشتى آشكارى منتهى مىشود . رشد آن فتنه همچون رشد جوانى سريع و نيرومند ، و آثارش همچون آثار سنگ محكم و سخت است . ستمكاران بر اساس پيمانها كه با هم دارند آن فتنه را از هم ارث مىبرند . اول آنان پيشواى آخرشان ، و آخرشان تابع اوّل آنان است . با هم در به دست آوردن دنياى پست رقابت مىكنند ، و چون سگان بر سر مردار بو گرفته به جان هم مىافتند . و زمانى نمىگذرد كه تابع از متبوع ، و راهنما از پيرو بيزارى مىجويد . با كينه و دشمنى از هم جدا مىشوند ، و زمانى كه يكديگر را مىبينند به هم لعنت مىكنند . پس از اين فتنه ، فتنه‌اى ديگر پيش آيد لرزاننده و در هم كوبنده و حمله‌آور ، كه دلهايى پس از استوارى دچار لغزش مىشوند ، و مردانى از پس سلامتى در دين به گمراهى مىافتند . زمان هجوم اين فتنه ، هوسها و اميال گوناگون مىشود ، و به هنگام طلوع آن آراء درست به نادرست اشتباه مىگردد . كسى كه به مقابله با اين فتنه برخيزد پشتش را مىشكند ، و آن كه در دفع آن بكوشد او را در هم بكوبد . فتنه‌گران در آن فتنه چون گورخران در جمع خود يكديگر را گاز گيرند . رشتهء محكم دين لرزان شود ، و چهرهء حقيقى حقيقت پوشيده گردد . حكمت فروكش كند ، و ستمگران سخنران شوند . آن فتنه باديه نشينان را با آهن لجام خود بكوبد ، و با فشار سينه‌اش آنان را در هم شكند . تك روان در غبارش ضايع شوند ، و سواران در راهش هلاك گردند . آن فتنه با سرنوشتى تلخ وارد شود ، و خونهاى خالص و تازه را بدوشد . در نشانه‌هاى دين رخنه مىكند ، و پيمان يقين را مىشكند . زيركان از آن مىگريزند ،