تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠

از اين خطبه است :

ايّام مهلت تبهكاران طولانى گشت تا سبب ذلّت را كامل نمايند ، و مستوجب حوادث ناگوار گردند ، تا آنكه مدّتشان كهنه شد و زمانشان به سر آمد ، و گروهى براى به دست آوردن راحتى به فتنه‌ها وصل شدند ، و مهيّاى جنگ افروزى گشتند . و مسلمانان حقيقى پايدارى خود را در حوادث بر خداوند منّت ننهادند ، و جانبازى در راه حق را بزرگ نشمردند ، تا چون قضاى الهى به پايان دادن زمان امتحان و گرفتارى موافق شد ، از روى بصيرت دست به اسلحه بردند ، و به دستور راهبرشان تن به فرمان خدا دادند . تا چون خداوند پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله را از دنيا برد گروهى به جاهليت بازگشتند ، راههاى باطل آنان را هلاك كرد ، بر آراء نادرست تكيه كردند ، و به بيگانگان پيوستند ، و از وسيله‌اى كه مأمور به مودّت آن بودند جدا شدند ، ساختمان ( دين و حكومت ) را از بنيادش انتقال دادند ، و آن را در غير جاى خودش بنا كردند . آنان معادن هر خطايى هستند ، و درهاى گام نهادگان در وادى گمراهيند . غوطه‌ور در درياى حيرت ، و افتاده در مستى و جهالت‌اند ، به روش فرعونيان : كه گروهى از آخرت دل بريده و به دنيا دلبسته‌اند ، و عدّه‌اى پيوند خود را با دين بريده و از آن جدا گشته‌اند .

148 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در تحذير از فتنه‌ها

خدا را ستايش مىكنم ، و از او در موجبات طرد و بازداشتن شيطان ، و محفوظ ماندن از دچار شدن در دامها و فريبهايش يارى مىخواهم . و گواهى مىدهم كه خدايى جز اللّه نيست ، و گواهى مىدهم كه محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله ) بنده و فرستاده و انتخاب شده و برگزيدهء اوست ، در فضيلت همتايى ندارد ، و فقدانش را چيزى جبران نمىكند . شهرها از پس گمراهى تاريك ، و نادانى چيرهء بر مردم ، و درشت‌خويى ستم‌آميز ، به وجود او روشن شد ، آن هم در زمانى كه مردم حرام خدا را حلال دانسته ، و انسان حكيم را خوار مىشمردند ، در روزگار خالى از پيامبران مىزيستند ، و بر حالت كفر از دنيا مىرفتند .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 130 | خطب الإمام علي ( ع ) / انصاريان