و ناپاكان در تدبيرش مىكوشند . فتنهاى است پر رعد و برق ، سخت و با شتاب . خويشان در آن فتنه از هم جدا شوند ، و مردم در فضاى آن فتنه از اسلام دل بردارند . سالم از آن فتنه بيمار ، و نجات براى فرارى از آن مشكل خواهد بود .
از اين خطبه است :
در آن فتنه كشتهاى است خونش به هدر رفته ، و ترسويى است طالب امان . با بستن عهد فريبشان دهند ، و با اسم ايمان مغرورشان كنند . شما اى اهل ايمان ، پرچمهاى فتنه و نشانههاى بدعت نباشيد ، و به آنچه پيوند جماعت با آن گره خورده ، و اركان طاعت بر آن بنا شده ملتزم باشيد . مظلوم بر خدا وارد شويد و ظالم وارد نشويد .
از راههاى شيطان و موارد كينه و دشمنى پرهيز كنيد . در شكمهاى خود لقمههاى حرام وارد نكنيد ، زيرا در برابر مراقبت خداوندى هستيد كه گناه را بر شما حرام كرده ، و راه بندگى را بر شما آسان نموده است .
149 - از خطبههاى آن حضرت است در صفات خداوند و پيشوايان دين
ستايش خدا را كه با مخلوقاتش بر وجود خود راهنماست ، و به حادث بودن موجودات بر ازلى بودنش دليل است ، و به شبيه بودن آفريدهها با يكديگر نشان دهندهء اينكه او را شبيهى نيست .
حواسّ موجودات او را درك نمىكنند ، و حجابها او را نمىپوشانند ، چرا كه بين آفريننده و آفريده شده ، و تعيين كنندهء حدود و محدود شده ، و پروردگار و پروريده تفاوت است . يكتاست نه بر اساس عدد ، و خالق است نه با حركت و رنج ، شنواست نه با ابزار ، بيناست نه با بر هم زدن چشم .
حاضر است نه با مماس بودن ، جداست نه با دورى مسافت ، آشكار است نه به ديدن ، پنهان است نه به لطافت و ظرافت . به غلبه و قدرت بر اشياء جداى از آنهاست ، و اشياء جداى از اويند به فروتنى و بازگشت به او .