تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
كجايند آنان كه گمان دارند راسخون در دانشند و ما نيستيم ؟ اين گمان را با كذب و ستم بر ما ، بر خود روا داشتند ، از آن رو كه خداوند ما را رفعت داد و آنان را پست كرد ، و دانش را به ما بخشيد و از آنان منع كرد ، و ما را در حريم رحمت وارد و آنان را خارج كرد . به وجود ما هدايت خواسته مىشود ، و به بركت ما كوردلى بر طرف مىگردد . بىشك امامان از قريش هستند ، كه درخت وجودشان در اين تيره از خاندان هاشم غرس شده ، اين منزلت شايستهء ديگران نيست ، و واليان ديگر صلاحيت اين مقام را ندارند .

از اين خطبه است :

دنيا را بر همه چيز پيش انداختند و آخرت را پشت سر گذاشتند ، آب گوارا را رها كردند و آب گنديده را خوردند . گويا به فاسقى از آنان نظر مىكنم كه همنشين كار زشت شده و با آن الفت گرفته ، و با بدى همدم و موافق گشته ، تا جايى كه مويش بر كار زشت سپيد شده ، و اخلاقش با گناه رنگ گرفته ، آنگاه بر مردم هجوم نموده همچون درياى پر موج كه از آنچه غرق كند پروا نكند ، يا همچون آتشى كه در گياه خشك افتد و به آنچه سوزاند اعتنا ننمايد . كجايند عقلهاى روشنى جو از چراغهاى هدايت ، و ديده‌هاى نظر كننده به نشانه‌هاى تقوا ؟ ! كجايند قلوبى كه به خداوند سپرده شدند ، و با آنها بر طاعت حق پيمان بسته شد ؟ ! اين مردم بر متاع دنيا ازدحام كردند ، و براى به دست آوردن حرام بر يكديگر بخل و كينه ورزيدند ، نشانه‌هاى بهشت و جهنّم براى اينان برافراشته شد ، اما روى از بهشت برگرداندند ، و با اعمالشان به آتش روى آوردند ، پروردگارشان آنان را دعوت نمود ولى اينان فرار كرده و به حق پشت كردند ، و شيطان آنان را فرا خواند اينان اجابت كرده به او روى آوردند .

142 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در فناى دنيا و نكوهش بدعت

اى مردم ، شما در اين دنيا نشانهء تيرهاى مرگ هستيد كه بر آن مىنشيند ، در گلو با هر جرعهء آبى جستنى است ، و با هر لقمه‌اى استخوانى گلوگير . به نعمتى نمىرسيد مگر اينكه نعمتى را از دست مىدهيد ، و روزى از عمر به شما داده نمىشود مگر اينكه روز ديگرى از عمر نابود مىگردد ،