تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

134 - از سخنان آن حضرت است دربارهء طلحه و زبير

به خدا قسم نتوانستند گناهى را به من نسبت دهند ، و بين من و خودشان انصاف ندادند ، اينان حقّى را مىخواهند كه خود ترك كردند ، و خونى را مىطلبند كه خود ريختند . اگر در ريختن آن خون همدستشان بودم آنان نيز نصيب داشتند ، و اگر من در كار نبودم و كار دست خودشان بود پس بايد از خودشان خونخواهى كنند ، و نخستين عدل آنان در حكم اين است كه عليه خود حكم كنند . قطعا مرا در كار خود بصيرت است ، مسأله‌اى را بر كسى مشتبه نكرده و هيچ امرى هم بر من مشتبه نيست . اينان همان قوم ستمكارند كه در ميانشان لجن و زهر عقرب و شبههء تاريك است . و قطعا حق روشن است ، و باطل از ريشه بر طرف شده ، و زبانش از تحريك بريده . به خدا قسم براى آنان حوضى را پر خواهم كرد كه آب آن را خودم خواهم كشيد ، آنان از آن حوض سيراب بيرون نشوند ، و جاى ديگر هم آب نخواهند خورد .

از اين سخن است :

براى بيعت با من مانند شترهاى ماده‌اى كه به جانب بچه‌هاى خود روند روى آورديد ، فرياد مىزديد : بيعت بيعت ! دستم را بستم باز كرديد ، دستم را عقب بردم كشيديد . خدايا ، طلحه و زبير با من قطع رحم كردند و بر من ستم روا داشتند ، و بيعتم را شكستند ، و مردم را بر من شوراندند . پس آنچه را ايشان بسته‌اند بگشا ، و آنچه را تابيده‌اند محكم مكن ، و براى آنان در آنچه آرزو كردند و به اجرا گذاشتند بدى ارائه كن . من پيش از جنگ ، توبهء آنان را خواستم ، و پيش از حادثه انتظار بازگشتشان را كشيدم ، ولى آنان نعمت را خوار شمردند ، و عافيت را نپذيرفتند .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 119 | خطب الإمام علي ( ع ) / انصاريان