131 - از سخنان آن حضرت است وقتى عمر بن خطّاب براى رفتن به جنگ با روميان با حضرت مشورت كرد
خداوند براى اهل دين ، عزّت و سربلندى حوزهء مسلمانى و حفظ آبرو را عهدهدار شده ، خداوندى كه مسلمانان را يارى كرد وقتى كه اندك بودند ، و يارى خود نمىتوانستند كرد ، و از آنان دفاع كرد آن وقت كه اندك بودند و از خود دفاع نمىتوانستند نمود ، خدايى كه زنده است و هرگز نمىميرد . اگر خود به جنگ اين دشمن روى و با آنان روبرو شوى و بلايى متوجّه تو شود ، براى مسلمانان در شهرهاى دور دست تكيه گاهى نمىماند ، و بعد از تو پناهى نيست كه به آنان پناه برند .
بنا بر اين مردى شجاع و كار آزموده به سوى دشمن فرست ، و كسانى را همراه او كن كه جنگاور و خيرخواه باشند ، اگر خداوند پيروزيت داد همان است كه دوست دارى ، و اگر مسألهاى ديگر پيش آمد باز پناه مردم و مأمن مسلمين خواهى بود .
132 - از سخنان آن حضرت است
وقتى بين آن حضرت و عثمان مشاجرهاى درگرفت ، مغيرة بن اخنس به عثمان گفت : من در برابر او براى دفاع از تو كافى هستم . حضرت به او فرمود :
اى فرزند طرد شدهء نسل بريده ، و فرزند درختى كه ريشه و شاخه ندارد ، تو خود را هماورد من مىدانى ؟ ! سوگند به خدا كه خدا ، عزيز نكرده آن انسانى را كه تو يارش باشى ، و برپا نمىايستد آن كه تو او را به پا دارى . از اين مجلس بيرون شو ، خدا خير را از تو دور كند ، و كوششت را به نهايت برسان ، كه خدا تو را مشمول رحمت نگرداند اگر بر من رحم كنى !
133 - از سخنان آن حضرت است دربارهء بيعت خود
بيعت شما با من حادثهء ناگهانى نبود ، و برنامهء من و شما يكى نيست ، من شما را براى خدا مىخواهم ، و شما مرا براى خود مىخواهيد !
اى مردم ، مرا در راه سركوبى نفس سركش خود يارى كنيد ، به خدا قسم داد ستمديده را از ستمكار مىگيرم ، و افسار ستمكار را مىكشم تا به آبشخور حق وارد سازم گر چه به آن ميل نداشته باشد .