خداوند راهى براى نجات او باز مىكند . مبادا جز حق تو را مونس شود ، و جز باطل تو را به وحشت اندازد . اگر دنياى آنان را قبول مىكردى دوستت مىداشتند ، و اگر مقدارى از دنيا را به خود اختصاص مىدادى تو را امان مىدادند .
128 - از سخنان آن حضرت است در فلسفهء قبول حكومت و توصيف امام حق
اى نفوس گوناگون ، و دلهاى پراكنده ، اى كسانى كه بدنهاتان حاضر ، و عقولتان از شما پنهان است ، شما را به سوى حق مىكشانم و شما همچون رميدن بزغاله از غرّش شير رم مىكنيد ! بعيد است بتوانم به وسيلهء شما تاريكى را از چهرهء عدالت بر طرف كنم ، يا كژى را كه به حق رسيده راست نمايم .
خدايا تو مىدانى كه آنچه انجام داديم نه براى رغبت به قدرت بود ، و نه براى زياده خواهى از مال بىارزش دنيا ، بلكه براى آن بود كه نشانههاى دينت را به جايش باز گردانيم ، و برنامهء اصلاح را در شهرهايت آشكار كنيم ، تا بندگان ستم كشيدهات ايمنى يابند ، و حدود معطّل شدهات برپا شود .
بار خدايا ، من اولين كسى هستم كه به تو دل داده ، و امرت را شنيده و پاسخ گفتهام ، احدى در نماز جز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر من پيشى نگرفت .
شما مىدانيد كه حاكمان بر نواميس و جان و اموال و احكام نبايد بخيل باشد تا در گرد آورى مال مسلمانان به نفع خود حريص باشد ، و نبايد جاهل باشد تا با جهلش مردم را گمراه كند ، و نبايد ستمكار باشد تا آنان را به ستم خود از حقوقشان محروم نمايد ، و نبايد در وحشت از دست به دست شدن دولتها باشد تا قومى را بر قوم ديگر ترجيح دهد ، و نبايد رشوهخوار در حكم و داورى باشد تا حقوق مردم را از بين ببرد و در رساندن حق به صاحبش توقف نمايد ، و نبايد تعطيل كنندهء سنّت پيامبر باشد تا به اين سبب امّت را دچار هلاكت كند .