از آنان كه بر كشتهشدگانشان كسى نمىگريد ، و از گم شدهء آنان جستجو نمىشود .
من دنيا را به دور انداختهام ، و مقدار آن را اندازه گرفتهام ، و به ديدهاى كه بايد به آن نظر كنم نظر كردهام .
از همين كلام است كه در آن به مغول اشاره مىفرمايد :
انگار آنان را مىنگرم كه صورتهايشان مانند سپرهاى چند لايه و سخت است ، ابريشم و ديبا مىپوشند ، اسبهاى ريشهدار يدك مىكشند . آنچنان كشتار به راه مىاندازند كه زخمى از روى كشته عبور مىكند ، و فرارى از اسير كمتر مىباشد .
[ يكى از يارانش گفت : يا امير المؤمنين به شما علم غيب عنايت شده ! امام خنديد و به آن مرد كه از طايفهء كلب بود فرمود : ]
اى برادر كلبى ، اين علم غيب نيست ، علمى است كه از پيامبر فرا گرفتهام . علم غيب علم به قيامت است و به امورى كه خداوند سبحان در كتاب خود برشمرده : « خداوند است كه علم قيامت نزد اوست ، و اوست كه باران نازل مىكند ، و آنچه را در ارحام است مىداند ، و كسى نمىداند آنچه را كه فردا خواهد اندوخت ، و كسى نمىداند در چه سرزمينى خواهد مرد . . . » . خداوند سبحان است كه آنچه را در رحمهاست مىداند : پسر يا دختر ، زشت يا زيبا ، سخى يا بخيل ، سعيد يا شقى ، كسى كه هيزم جهنّم است ، يا در بهشت همنشين انبياست .
اين است علم غيب كه كسى آن را جز خدا نمىداند ، و غير اينها دانشى است كه خداوند آن را به پيامبرش ( صلّى اللّه عليه و آله ) تعليم داده ، او هم به من آموخت و از خدا برايم خواست كه در سينهام جاى گيرد ، و قفسهء سينهام آن را در خود جاى دهد .
126 - از خطبههاى آن حضرت است دربارهء پيمانهها و ترازوها
بندگان خدا ، شما و آنچه از اين دنيا آرزو داريد مهمانانى هستيد با مدّتى معين ، و بدهكارانى هستيد كه پرداخت آن از شما خواسته شده ، مدّتى كوتاه داريد ، و اعمالتان محفوظ است . چهبسا كوشندهاى كه كوشش را ضايع مىكند ، و چهبسا رنج برندهاى كه زيان مىبرد .
در روزگارى هستيد كه پشت كردن نيكى در آن رو به تزايد است ، و رو آوردن شرّ در آن رو به افزونى است ، و شيطان جز هلاك كردن مردم طمع ندارد .