اگر مال از خود من بود همه را در پرداخت كردن برابر مىداشتم تا چه رسد به اينكه مال ، مال خداست !
بدانيد كه پرداخت مال در غير موردش تبذير و اسراف است ، و اين كار شخص را در دنيا سربلندى مىدهد ، ولى در آخرت موجب سرشكستگى است ، او را در ديدهء مردم با ارزش اما نزد خداوند خوار مىكند .
كسى مالش را در برنامهء غير حق و نزد غير مستحق صرف نكرد ، مگر اينكه خداوند او را از سپاسگزارى همان مردم محروم كرد ، و محبّتشان متوجّه غير او گشت ، و اگر روزى قدمش بلغزد و به يارى آنان نيازمند شود همان مردم بدترين دوست و پستترين رفيق خواهند بود .
124 - از سخنان آن حضرت است باز هم به خوارج
اگر به گمان خود جز اين را قبول نكنيد كه من اشتباه كردم و گمراه شدم ، چرا همهء امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به گمراهى من گمراه مىدانيد ، و آنان را به خطاى من مؤاخذه مىكنيد ، و به گناه من تكفير مىنماييد ؟ !
شمشيرهايتان بر دوشتان قرار دارد ، بر سالم و ناسالم فرود مىآوريد ، و گناهكار و بىگناه را با هم مخلوط مىكنيد ،
و حال اينكه مىدانيد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله زناكار همسردار را سنگسار مىكرد سپس بر جنازهاش نماز مىخواند ، و ارثش را به اهلش مىسپرد ، قاتل را مىكشت و ارثش را به زن و فرزندش مىداد ، دست سارق را قطع مىكرد ، و زناكار بىهمسر را تازيانه مىزد ، آنگاه قسمت هر دو را از غنيمت مىپرداخت و حق داشتند زنان مسلمان را به همسرى بگيرند ،
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گناهكاران را به خاطر گناهشان مؤاخذه مىكرد ، و حقّ خدا را نسبت به آنان اجرا مىنمود ، ولى سهم اسلامى آنان را از آنان منع نمىكرد ، و نامشان را از دفتر مسلمانان حذف نمىنمود .
اما شما بدترين مردم هستيد ، و شيطان شما را به موارد كفر و طغيان انداخته ، و به سرگردانى دچار كرده .
به زودى دو دسته دربارهء من به هلاكت مىافتند : يكى عاشقى كه در محبت افراط كند و افراطش او را به راه ناحق برد ، و ديگرى دشمنى كه تجاوز از حد كند و دشمنى بىحدّش او را به غير راه حق برد .